تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
با آب كشندگان آن . پس گردانيده آن را كه گسيخته نمىشود جاى دستگير آن ، وفك نمىشود حلقهء آن ، وخرابى نيست أساس آن را وزوال نيست ستونهاى آن را ، وبر كندگى نيست درخت آن را ، وانقطاع نيست مدّت أو را ، واندراس نيست شريعتهاى أو را وبريدگى نيست شاخهاى أو را ، وتنگى نيست راههاى آنرا ، ودشوارى نيست أز براي سهولت آن ، وسياهى نيست از براي سفيدى آن ، وكجى نيست أز براي استقامت آن واعوجاج نيست از براي چوب آن ، وصعوبت نيست از براي راههاى آن ، وخاموشى نيست چراغهاى آن را ، وتلخى نيست شيريني آنرا . پس آن اسلام ستونهائيست كه ثابت ومحكم كرده خدا در حقّ اصلهاى آنها را ، وبغايت مستحكم نموده از براي آنها بنيانهاى آنها را ، ونهرهاى پر آبيست كه زيادة است آبهاى چشمهاى آنها ، وچراغهائيست كه أفروخته شده آتشهاي آنها ومناره هائيست كه هدايت يافته با آنها مسافران آنها ، وعلمهائيست كه قصد كرده شده با آنها راه روندگان گدوكهاى آنها ، وسرچشمه هائيست كه سيراب شده با آنها واردين به آنها ، گردانيده است خداوند تبارك وتعالى در أو غايت رضاى خود را ، وبلندتر ستونهاى خود را ، وكوهان طاعت خود را . پس أو است در نزد خدا كه محكم است ركنهاى آن ، وبلند است بنائي آن نوراني است دليل آن ، روشن است آتشهاى آن ، عزيز است سلطنت آن ، بلند است منارهء آن ، نا يابست معارضه گرى آن ، پس مشرّف وگرامى داريد أو را ، وتبعيّت نمائيد بان ، وأدا كنيد بأو حقّ أو را وبگذاريد أو را جائى كه لايق أو است
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 296 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي