تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
فدلّ مجموع ما ذكرناه أنّ عليّا هو أوّل النّاس إسلاما وأنّ المخالف في ذلك شاذّ ، والشّاذّ لا يعتدّ به .

الترجمة

از جمله كلام بلاغت نظام آن امام أنام است در توبيخ ومذمت أصحاب خود كه فرمود : أي نفسهاى متخلف وأي قلبهاى پراكنده ومتفرّق كه حاضر است بدنهاى ايشان وغايب است از ايشان عقلهاى ايشان ، بر مىگردانم شما را بر حق وشما رم مىكنيد از آن مثل رم كردن بز از آواز مهيب شير ، چه دور است كه اظهار بكنم بشما نهان عدل را يا اين كه راست بكنم كجى حقرا . بار پروردگارا البتة تو مىداني كه نبود آنچه كه واقع شد از ما يعنى طلب خلافت ومحاربه از براي رغبت كردن در سلطنت دنيا ، ونه أز جهة خواهش چيزى از متاع بىقدر وبها ، وليكن اين طلب وحرب بجهة اين بود كه برگردانيم آثار دين تو را ، واظهار اصلاح نمائيم در شهرهاى تو تا اين كه أيمن شوند ستم رسيده از بندگان تو ، وبر پا شود آنچه كه تعطيل افتاد از حدود تو . بار پروردگارا بتحقيق من أوّل كسى هستم كه بازگشت نمود بسوى تو وشنيد دعوت پيغمبر را وقبول نمود آن را ، سبقت نكرد بمن مگر حضرت رسول صلَّى الله عليه وآله وسلَّم بنماز ، وبتحقيق كه شما دانسته أيد آنكه جائز وسزاوار نيست كه باشد حاكم والى بر فرجها وبر خونها وغنيمتها وحكمها وأمانت مسلمانان شخص بخيل تا شود در مالهاى ايشان حرص ورغبت أو ، ونه شخص نادان تا بضلالت اندازد ايشان را بجهالت خود ، ونه شخص كج خلق تا ببرد ايشان را از يكديگر بجهة كج خلقي خود ، ونه شخص ظلم كننده در دولتها تا فرا گيرد قوم دون قوم را وترجيح بدهد بعض ايشان را به بعضي ، ونه شخص رشوت گيرنده در حكم تا ببرد حقوق مسلمانان را