تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
الترجمة از جملهء كلام بلاغت نظام آن امام عاليمقام است در خصوص تحكيم عمرو عاص وأبي موسى أشعري ورد كردن شبههء خوارج فرمود كه بدرستى ما حكم نگردانيديم مردمان را ، بلكه حكم قرار داديم ما قرآن را وأين قرآن جز اين نيست كه خطى است نوشته شده ميان دو جلد كه نطق نمىكند بزبان ، وناچار است مر أو را از ترجمان ، وجز اين نيست كه گويا مىشود از آن مردمان ، وهنگامى كه دعوت كرد ما را قوم معاوية ملعون به آن كه حاكم گردانيديم در ميان خود قرآن را نشديم گروهى كه اعراض نمايد از كتاب خدا وحال آنكه خدا فرموده در كتاب مجيد : فان تنازعتم في شيء فردّوه إلى اللَّه والرسول ، يعنى پس اگر نزاع كرديد در چيزى از أمور دنيا وآخرت پس ردّ كنيد آنرا بسوى خدا ورسول ، پس ردّ كردن شيء متنازع فيه بسوى خدا آنست كه حكم كنيم با كتاب خدا ، ورد كردن آن بسوى رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم آنست كه أخذ كنيم سنت وطريقهء أو را ، پس اگر حكم كرده شود بصدق وراستى در كتاب خدا پس ما سزاوارترين مردمانيم بآن ، واگر حكم كرده شود بطريقهء رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم پس ما اولويّة داريم بآن . وأما قول شما كه چرا گردانيدى در ميان خود وميان ايشان مدّتى معين در تحكيم ، پس جز اين نيست كه كردم آنرا تا دانا شود جاهل ، وتأمل نمايد عالم وشايد كه خداوند اصلاح نمايد در اين مدّت مصالحه أمر اين امّت را ، وبتنگى نيفتد وگرفته نشود مجارى نفس ايشان ، پس شتابانيده شوند از دانستن حقّ ، وگردن نهاده شوند مر أول گمراهى را ، بدرستى أفضل مردمان در نزد خداوند تعالى كسى است كه عمل كردن بحقّ محبوبتر باشد بسوى أو اگر چه نقصان برساند باو ، واندوهگين نمايد أو را از عمل كردن بباطل اگر چه جلب منفعت كند بسوى أو . پس از كجا بحيرت افتاده شديد واز كجا آمده شديد يعنى از كجا آمد شيطان