آن ايمانست وباطن آن نفاق وعدوان ، وأول آن ترّحم است از شما بايشان وآخر آن ندامت است وخسران . پس أقامت نمائيد بر كار خودتان كه عبارتست از محاربه دشمنان ، وثابت قدم بشويد بر راه خود ، وبگزيد بر بالاى جهاد بدندانها ، والتفات نكنيد بسوى صدا كننده كه صدا كرد يعنى معاوية اگر جواب داده شود آن صدا كننده بضلالت افكند جواب دهندهء خود را ، واگر ترك كرده شود يعنى جوابش را ندهند خوار وذليل گردد .
وبتحقيق كه شد اين يك كار يعني رضاى شما بحكومت حكمين ، وبتحقيق ديدم شما را كه عطا كرديد آنرا واقدام نموديد بآن بخدا سوگند هر آينه اگر من امتناع مىكردم از آن واجب نمىشد بر من واجبات آن ، وبار نمىكرد بر من خداوند گناه آنرا ، وبخدا سوگند اگر ميآمدم بسوى آن بدرستى وبتحقيق كه منم محقّ ودرستكار كه تبعيت كرده ميشوم ، وبدرستى كتاب عزيز خدا با من است كه جدا نشده أم من از آن از زماني كه مصاحب أو شده أم پس بتحقيق كه بوديم با حضرت رسول مختار صلوات الله عليه وآله در حالتي كه كشتن دوران ميكرد در ميان پدران وپسران وبرادران وخويشان ، پس زيادة نمىكرديم ما بر بالاى هر محنت وشدتي مگر ايمان را بخدا وگذشتن بر حق ومنقاد شدن بر أمر وصبر كردن بر سوزش جراحتها ، ولكن ما غير از اين نيست كه گشتيم مقاتله مىكنيم با برادران اسلامى خود بر آنچه داخل شده است در اسلام از جانب ايشان از لغزش وگمراهى واشتباه وتأويل باطل ، پس زماني كه طمع كرديم در خصلتى كه جمع كند خداوند متعال بسبب آن خصلت پراكندگي ما را ، وتقرب كنيم با يكديگر بجهة آن خصلت بسوى مهربانى وشفقت در ميان ما رغبت مىكنيم در آن خصلت ودست برداريم از غير آن
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 149
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٤٩