بار پروردگارا بتحقيق ملال آورد طبيبهاى اين درد سخت ، وعاجز شد كشندگان آب بريسمانهاى چاه ، كجايند گروهى كه دعوت شدند باسلام پس قبول كردند أو را ، وخواندند قرآن را پس محكم نمودند آنرا ، وبرانگيخته شدند بسوى جهاد پس شوقمند شدند بآن مثل اشتياق شتران شيرده بسوى أولاد خود ، وكشيدند شمشيرها را از غلافهاى آنها ، وگرفتند أطراف زمين را بر مردمان دسته بدسته وصف بصف ، بعضي از ايشان هلاك شدند ، وبعضى نجات يافتند در حالتي كه بشارت داده نمىشدند بر زندگان ، وتعزية كرده نمىشدند بر مردگان ايشان تباه چشمان بودند از شدّت گريه ، ولاغر شكمان بودند از كثرت روزه خشك لبان بودند از بسيارى دعا وزارى ، زرد رنگان بودند از زيادتي تهجّد وبيدارى بر روى ايشانست غبارهاى خشوع كنندگان ، ايشان برادران روندگان منند ، پس سزاوار است كه مشتاق شويم بسوى وصال ايشان ، وبگزيم انگشتان خود را بر حسرت وفراق ايشان ، بدرستى كه شيطان ملعون سهل وآسان مىگرداند براي شما راههاى خود را ، ومىخواهد كه بگشايد دين شما را گره گره ، وبدهد شما را بعوض جمعيت جدائى را ، وبواسطهء جدائى فتنه وفساد را ، پس اعراض نمائيد از فسادهاى أو واز وسوسهاى أو ، وقبول نمائيد نصيحت را از كسى كه هديه كرد آن نصيحت را بسوى شما وبه بنديد آن نصيحت را بنفسهاى خود .
ومن كلام له عليه السّلام وهو المأة والاحد والعشرون من المختار في باب الخطب .
قاله للخوارج وقد خرج إلى معسكرهم وهم مقيمون على انكار الحكومة فقال ( ع ) : أكلَّكم شهد معنا صفّين فقالوا : منّا من شهد ومنّا من لم يشهد ، قال عليه السّلام : فامتازوا فرقتين فليكن من شهد صفّين فرقة ومن لم يشهدها
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 140
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٤٠