تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
ومحاسن الأفعال من البذل والانفاق ونحوهما مما يوجب الثناء الجميل في الدّنيا والثواب الجزيل في العقبا خير من تحصيل المال وجمعه وتوريثه من لا يشكره عليه أي وارثه الذي لا يعد ذلك الايراث فضلا ونعمة لايجابه العذاب الأليم والندم الطويل وهو شاهد بالعيان معلوم بالوجدان

الترجمة

از جمله كلام بلاغت فرجام آن امام أنام است كه فرموده : قسم بخداوند بتحقيق كه تعليم كرده شده أم من برسانيدن رسالتها را ، وتمام كردن وعدها را ، وتمامى كلمه ها را ، ونزد ما أهل بيت است بابهاى أحكام ، وروشنى امورات ، آگاه باشيد وبدانيد كه طرق دين يكى است ، وراههاى آن معتدل ومستقيم است ، هر كه فرا گرفت آنرا رسيد بمقصد وغنيمت يافت ، وهر كه وا ايستاد از آن گمراه شد وبضلالت وندامت شتافت ، عمل نمائيد از براي روزى كه ذخيرة كرده مىشود از براي آن روز ذخيرها ، وامتحان كرده مىشود در آن روز عقايد صحيحه وفاسده ونيات حقّه وباطله ، وكسى كه فائده نبخشد أو را عقل أو كه حاضر است پس عقلي كه بعيد است از أو عاجزتر است از نفع بخشيدن ، وعقلى كه غائب است از آن عادمتر است منفعت را ، وبترسيد از آتشى كه گرمى آن سخت است ، وته آن دور است ، وزينت آن آهن است ، وشراب آن زردابست ، بدانيد كه بدرستى كه زبان خوشى كه بگرداند أو را خداوند تعالى از براي مرد در ميان خلق بهتر است مر أو را از مالي كه ارث بگذارد آنرا بكسى كه ستايش نكند أو را بكثير وقليل آن ولنعم ما قيل :
كسى كو شد بنام نيك مشهور پس از مرگش بزرگان زنده دانند ولى آنرا كه بد فعل است وبدنام اگر چه زنده باشد مرده خوانند
وقال آخر :
سعديا مرد نكو نام نميرد هرگز مرده آنست كه نامش بنكوئى نبرند
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 128 | حبيب الله الهاشمي الخوئي / سيد إبراهيم الميانجي