( 1 ) وى در مورد تعداد پادشاهان روم بعد از قيصر فوقاس مىنويسد : بيست و دومين پادشاه نصرانى روم : هرقل بن فوقاس بن مرقس از شهر صلونيقيه بوده است . . . او در سى و سومين سال از پادشاهى خسرو پرويز بن هرمز به پادشاهى رسيد و در اوّلين سال پادشاهىاش هجرت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به مدينه رخ داد . . . او به مدت بيست و پنج سال حكومت كرد .
( 2 ) وى مىنويسد : « شهر براز » فرماندهء سپاه خسرو پرويز شهر قسطنطنيه را محاصره كرده بود . هرقل پيش او رفت و وى را عليه پرويز تحريك كرد و در نتيجه رابطهء او و پرويز تيره شد و او به همراه سپاهيانش از محاصرهء قسطنطنيه دست كشيد و عقبنشينى كرد . پس هرقل به همراه لشكر زيادى از راه خليج به سوى درياى خزر حركت كرد و در آنجا از پادشاهان لان و خزر و سرير و انجاز و جزران و أرمن و غيره خواست كه او را عليه پرويز يارى دهند . بدين ترتيب سپاهيانش تا منطقهء ماهات از نواحى كوهستانى ايرانى ( جبل ) پيش آمدند و لشكريانش در سرزمين عراق به هم رسيدند . در نتيجه غارتها و قتل و اسارتهاى فراوانى صورت گرفت تا اين كه پرويز دست به حيلهاى زد كه در نتيجه هرقل به سوى قسطنطنيه بازگشت . « 1 » اما سال غلبهء روميان بر فارسها را ذكر نكرده است .
( 3 ) ابن عبرى در كتاب تاريخ مختصر الدول نوشته است : در سال پانزدهم از پادشاهى هرقل ، وى به همراه اهل هرقل ( همين طور آمده است ) با فارسها وارد جنگ شد . در نتيجه شهر كسرى ( مدائن تيسفون ؟ ) را فتح كرده و افراد زيادى را به اسارت گرفتند و رفتند . « 2 »
( 4 )
كرامتى در عسفان
واقدى در مغازى مىنويسد : سپس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در ظهران و پس از آن در عسفان توقف كردند و اين در حالى بود كه آذوقهء سپاه به اتمام رسيده بود . « 3 » مسلمانان از اين وضع شكايت كردند ؛ لذا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دستور دادند كه فرشهايى را پهن كنند و باقيماندهء زاد و توشهء خود را در آن بريزند .
اين كار را انجام دادند و آنگاه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله برخاست و دست به دعا برداشت و دعا كرد كه خداوند در اين اموال بركت قرار بده . سپس به اصحاب دستور داد كه ظرفهايشان را بياورند و پر كنند . آنها ظرفها را پر كردند تا جايى كه ديگر ظرف خالى نداشتند ! « 4 »
هامش
( 1 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 133 - 135 .
( 2 ) . تاريخ مختصر الدول ، ص 91 - 92 . و اگر پيروزى مورد اشاره در آيه ، همين پيروزى باشد و در سال ششم هجرى و در پانزدهمين سال پادشاهى هرقل رخ داده باشد ؛ در اين صورت آغاز حكومت وى از زمان اول هجرت نبوده ؛ بلكه از اوايل بعثت بوده است و براى همين ابن عبرى گفته است كه : او سى سال حكومت كرد .
( 3 ) . مغازى 2 : 616 .
( 4 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 123 - 124 به شمارهء 204 .