همچنين آنها در فصل تابستان بودند و تشنگى و كمبود آب به شدت آنها را آزار مىداد . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در همين حال دستور حركت داد و چيزى نگذشت كه باران باريد . به دنبال آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله توقّف كرد و پياده شد و اصحاب وى نيز به دنبال او پياده شدند و سيراب شدند . « 1 »
( 1 )
توضيحى دربارهء سورهء فتح
قمى « 2 » و طبرسى « 3 » و راوندى « 4 » و حلبى « 5 » مىگويند كه سورهء فتح بعد از اتمام صلحنامه به وسيله پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و در اوائل بازگشت به سوى مدينه نازل شده است . و شيخ طوسى از قتادة « 6 » و طبرسى از او و جماعتى از مفسران « 7 » و از مجمّع بن جاريهء انصارى به جهت بىسند « 8 » اين را نقل كرده است و واقدى آن را به طور مستند آورده است . « 9 »
( 2 ) قبلا خبر را از قمى نقل كرديم كه گفت : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در هنگام حركت به سوى عمره ، اعراب بين راه را تشويق به همراهى با خود مىكرد ، اما هيچ كس با او همراهى نكرد . آنها مىگفتند : آيا محمد و اصحابش اميد دارند كه وارد حرم شوند در حالى كه قريشيان به كنار شهرشان رفتند و به جنگ با آنها پرداختند ؟ ! به حقيقت كه محمد و اصحابش هرگز به مدينه بازنخواهندگشت : پس از آن كه مسلمانان به سوى قريشيان در كنار شهرشان رفتند و از گزند آنها در امان مانده و با انعقاد صلحنامهاى بازگشتند ، گويى كه اين حادثه فتح و پيروزى آشكارى بود نسبت به آنچه كه مشركان و منافقان گمان مىكردهاند و مشاهده مىكنيم كه در ابتداى سوره خداوند به اين مطلب اشاره كرده و فرموده است :
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً . لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ يُكَفِّرَ
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 616 . بعد از اين واقدى با سندى از مجمّع بن جاريه خبر سابق را از مجمع البيان نقل كرده است كه در آن آمده است : آيات :« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »در كراع الغميم ( كه در دو منزلى مكه قرار دارد ) نازل شده است و در آنچه كه واقدى روايت كرده است : هنگامى كه در ضجنان بوديم ( ج 2 ، ص 618 ) . . . كه ضجنان بعد از كراع الغميم و بعد از ظهران و عسفان قرار دارد . و ما مشاهده كرديم كه قول الهى درستتر و كاملتر است .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 314 .
( 3 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 205 .
( 4 ) . قصص الانبياء ، ص 374 .
( 5 ) . مناقب ، ج 1 ، ص 204 .
( 6 ) . التبيان ، ج 9 ، ص 312 - 313 .
( 7 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 166 .
( 8 ) . همان ، ص 167 .
( 9 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 617 .