مىخواهى به سوى مدينه حركت كنى ؟ گفتم : فردا . پس دستور داد كه صد مثقال طلا ( اين چنين آمده است ) به من بدهند و حاجب او لباسى گران قيمت و زاد و توشهء راه به من داد و گفت : سلام مرا به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله برسان و به او بگو كه من تابع دين او هستم . « 1 »
( 1 )
نامه براى قبايل غطفان
ابن اسحاق مىنويسد : پس از صلح حديبيه و قبل از فتح خيبر ، رفاعة بن زيد جذامى ضبيبى بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و اسلام آورد و غلام خودش به نام [ مدعم ] را به وى هديه كرد . آن حضرت هم نامهاى به قوم رفاعه نوشت و آن را به او داد تا به مقصد برساند . در آن نامه بود :
« بسم الله الرحمن الرحيم . اين نامهاى است از محمد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى رفاعة بن زيد . من او را به سوى تمام قومش مىفرستم . او همگى را به سوى خدا و رسولش دعوت مىكند . پس هر كس كه قبول كند ، از حزب خدا و حزب رسول است و هر كسى كه تخلف كند ، تا دو ماه به او مهلت مىدهيم .
رفاعه بر قوم و قبيلهاش وارد شد و پيغام رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را به آنها رساند . آنان از حرف او اطاعت كردند و اسلام آوردند « 2 » و سپس به سوى سنگلاخ الرّجلا حركت كردند .
( 2 ) ابن اسحاق مىگويد : غطفان از تيرهء جذام بودند و اوّلين كسانى كه با آنها بودند از سلامان و سعد بن هذيم بودند . هنگامى كه رفاعة بن زيد با نامهء رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بر آنها وارد شد ، همگى متوجه سنگلاخ الرجلاء شدند و در آنجا اطراق كردند و رفاعة بن زيد به همراه عدهاى از افراد قبيلهاش ، بنى ضبيب در منطقهء ريّه ساكن بودند . « 3 »
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دو ماه معيّن را براى امان دادن نام نبرد ، زيرا ماههاى حرام ؛ يعنى محرم و صفر را در پيش داشتند كه اوّلين ماههاى سال هفتم هجرى بود و شايد كه اين تعيين وقت براى امان دادن از هنگامهء بازگشت از خيبر شروع مىشده است تا آنها حساب كار خويش را بكنند .
در اخبار مربوط به خيبر خواهد آمد كه يهوديان تلاش كردند كه يارى قبيلهء غطفان را به پشتيبانى از خود جلب كنند ، پس شايد اين دعوت از سوى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى پيشى گرفتن از يهوديان براى هم پيمان شدن با آنها بوده است .
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 .
( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 234 و 260 و نك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 144 - 145 .
( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 261 .