( 1 )
معناى فتح
شيخ طوسى در تبيان به نقل از بلخى از شعبى در مورد حوادث حديبيه نقل مىكند كه در آنجا چاهى بود كه خشك شده بود . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله مقدارى از آب را مضمضه كرد و در آن ريخت كه در نتيجه آب چاه بالا آمد و از آن لبريز شد . پس از آن بيعت رضوان صورت گرفت و سپس شترهاى قربانى را در محلى نحر كردند و در همين زمان رومىها بر فارسها پيروز شدند . « 1 »
( 2 ) طبرسى از او در مجمع البيان اين مطلب را نقل كرده و اضافه نموده است كه : مسلمانان به خاطر پيروزى رومىها بر فارسها خوشحال شدند ؛ زيرا مصداق سخن خداى متعال بود كه فرموده بود :
« . . . وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ . فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ . بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشاءُ . . . »
« 2 » ؛ و بعد از مغلوب شدن ديرى نخواهد گذشت كه در ظرف چند سال غلبه خواهد كرد . قبل و بعد از پيروزى ، فرمان خدا را است و در آن روز مؤمنان به يارى خدا شادمان خواهند شد . و او هر كه را بخواهد يارى مىكند .
( 3 ) مسعودى در التنبيه و الاشراف دربارهء حوادث سال ششم نوشته است . در اين سال روميان بر فرماندهء فارسها « شهر براز » كه از نزديكان پرويز بود پيروز شدند و به دنبال آن او و فارسها از روم عقبنشينى كردند . « 3 »
هامش
ما تَأَخَّرَ . . . »؛ ما پيروزى آشكارى برايت پيش آورديم . تا خدا گناه گذشته و آيندهء تو را بيامرزد . . .
مرحوم صدوق در عيون اخبار الرضا با سندى از ابن الجهم نقل كرده است كه مأمون به امام رضا عليه السّلام گفت : برايم دربارهء قول خداوند كه مىفرمايد :« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ »توضيح دهيد .
امام رضا عليه السّلام فرمود : مشركان مكه به غير از پرسش خداوند ، سيصد و شصت بت مىپرستيدند . پس از آن كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آنها را به پرستش خداى يگانه دعوت كرد ، اين كار بر آنها سنگين آمد و گفتند :« أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ . وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ . ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ »؛ « آيا همهء معبودها را يك معبود قرار داده است ؟ واقعا عجيب است . بزرگانشان راهى شدند و گفتند :
« برويد و بر پرستش خدايانتان پايدار باشيد كه اين چيزى است خواستنى . ما چنين سخنى از ملت أخير ( متأخرين ) نشنيدهايم و اين تنها سخنى ساخته و پرداخته است » .
پس از آن كه خداوند مكه را براى پيامبرش فتح كرد ( چنين آمده است ) ؛ خداوند فرمود : اى محمد« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً . لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ . . . »؛ يعنى آن گناه تو در نظر مشركان مكه كه عبارت بود از دعوت به سوى توحيد را با فتح مكه بخشيديم و « ما تأخر » چون مشركان مكه پس از فتح ، بعضى مسلمان شدند و بعضى از مكه خارج شدند و آن كه مانده بود ديگر نمىتوانست توحيد را منكر شود ، پس با پيروزيش بر آنان گويا گناهش در نظر آنان آمرزيده شد !
مأمون در اينجا گفت : اى ابا الحسن شيرى كه خوردهاى حلالت باد ! ( عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 202 ) .
( 1 ) . تبيان ، ج 9 ، ص 313 .
( 2 ) . مجمع البيان 9 : 167 و اين آيات از سورهء روم 5 - 3 مىباشد .
( 3 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 222 بقيهء نوشتار وى چنين است : و دربارهء آنها نازل شد :« الم . غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ . فِي بِضْعِ سِنِينَ . . . ».