تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
پس از آن كه صلح‌نامه را نوشتند ، قبيلهء خزاعه برخاستند و اعلام كردند : با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله هم پيمان هستيم و قبيلهء بنى بكر برخاستند و اعلام كردند ما با قريش هم پيمان هستيم . اين صلح‌نامه در دو نسخه تنظيم شد كه يك نسخه نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و يك نسخه نزد سهيل بن عمرو باقى ماند . « 1 »
هامش
صلحنامه‌اى است كه امير المؤمنين ، على بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان آن را به امضا مىرسانند . عمرو عاص گفت : اگر مىدانستيم كه تو امير المؤمنين هستى ، با تو وارد جنگ نمىشديم . بلكه بنويس : اين صلح نامه‌اى است بين على بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان . امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : صدق الله و صدق رسول الله صلّى اللّه عليه و آله : همانا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرا از اين روز خبر داده بود و آنگاه كاتب همين را نوشت . و شيخ مفيد در ارشاد ، ج 1 ، ص 121 روايت كرده است كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : تو نيز روزى به چنين عملى دعوت مىشوى و مجبور به انجام آن خواهى شد و طبرسى هم در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 204 و 372 و در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 180 آن را از محمد بن اسحاق از بريدة بن ابى سفيان از محمد بن كعب نقل كرده است . و اين خبر در سيره ديده نمىشود و شايد از جملهء اخبارى باشد كه ابن هشام آن را حذف كرده است و قطب راوندى آن را در الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 116 از على عليه السّلام روايت كرده است . ( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 314 . و طبرسى در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 179 آن را از زهرى از مسور بن مخرمه چنين نقل كرده است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بنويس : « اين موافقت نامه‌اى است كه محمد بن عبد اللّه با سهيل بن عمرو به امضا رسانده است . آنها مصالحه كردند كه به مدت ده سال جنگ را كنار بگذارند و در اين مدت مردم در آرامش و صلح زندگى كنند . و هر يك از اصحاب محمد كه براى حج يا عمره يا در طلب فضل الهى ( رزق و روزى ) به مكه آمد . جان و مالش در امان باشد و هر كدام از قريشيان كه در حال سفر به سوى مصر يا شام ، وارد مدينه شد ، جان و مالش در امان باشد . و در اين مدت متعرض همديگر نشده و از همديگر گروگان نگيريم . و هر كس بر طبق مصالح و علاقهء خويش مىتواند با محمد يا با قريشيان عهد و پيمان ببندد . هر كدام از قريشيان كه مسلمان شد و به مدينه آمد ؛ آنها را بازگردانى و هر كدام از اصحاب تو كه به ما ملحق شد ، را بازنمىگردانيم . و اين كه امسال نمىتوانى وارد مكه شوى و بازمىگردى و سال آينده به مدت سه روز مكه را تخليه مىكنيم تا تو و اصحابت وارد آن شويد و تنها حق داريد كه سلاح مسافر ، يعنى شمشير و كمان به همراه داشته باشيد و قربانىها را در همان جايى كه نگه داشتيم ، ذبح كنيد و بر ما قربانىها را وارد نكنيد . پس از آن قبيلهء خزاعه برخاستند و اعلام كردند : ما با محمد هم پيمان هستيم و قبيلهء بنى بكر برخاستند و گفتند : ما با قريش هم پيمان هستيم . اين خبر در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 204 به صورت مختصر و بدون ذكر مدت آمده است . و حلبى ساروى نيز آن را در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 203 به صورت مختصر آورده است ؛ الّا اين كه مدت صلح را هفت سال ذكر كرده است . و كلينى در روضهء كافى ، ص 268 به نقل از امام صادق عليه السّلام به مدت صلح و دو مادهء آن اشاره كرده است . و آيا نسخه دوم را هم على عليه السّلام نوشت ؟ گفته شده است كه محمد بن مسلمه انصارى آن را نوشته ؛ چنان كه در مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 288 آمده است . طبرسى در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 186 از عبد الله بن مغفّل روايت كرده است : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در سايهء درخت نشسته بود و على عليه السّلام نيز در كنار آن حضرت مشغول نوشتن صلحنامه بود ، سى نفر از جوانان در حالى كه شمشيرهايشان را كشيده بودند حركت كردند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عليه آنها نفرين كرد و خدا چشم‌هايشان را از آنها گرفت . سپس ما برخاستيم و آنها را دستگير كرديم ، اما پيامبر آنها را آزاد كرد .