آنگاه گفتند : مىخواهيم كه صلح نامهاى را بنويسيم به اين مضمون كه ما مكه را در سال آينده براى تو خالى مىكنيم تا وارد آن شوى ، اما با ايجاد ترس و خوف و همراه با سلاح وارد آن نشوى ، مگر با سلاح انفرادى ، يعنى تير و كمان و شمشيرهايى در غلاف . « 1 »
( 1 ) شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : هنگامى كه سهيل بن عمرو بر انعقاد صلح نامهاى اصرار و پافشارى كرد ، وحى بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد كه آن را قبول كند و امير المؤمنين عليه السّلام را كاتب صلحنامه و متولى عقد قرار داد صلح قرار دهد . « 2 »
( 2 )
متن صلحنامه
طبرسى در اعلام الورى مىنويسد : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله على بن ابى طالب عليه السّلام را فرا خواند . و آن حضرت پوست قرمزى را برداشت و بر روى زانوى خود گذاشت . « 3 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : بنويس : بسم الله الرحمن الرحيم .
سهيل گفت : من چه مىدانم كه رحمان كيست ؟ . . . الّا اين كه من گمان مىكنم او همان كسى است كه در يمامه است ، بلكه همان طورى ما مىنويسيم ؛ بنويس : باسمك اللهم [ و آن حضرت نوشت : باسمك اللهم ] پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بنويس : اين مصالحهاى است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله با سهيل بن عمر منعقد كرده است .
سهيل گفت : مگر بر سر چه چيزى با تو مىجنگيم ، اى محمد ؟ !
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و من محمد بن عبد الله هستم . « 4 »
( 3 ) سهيل گفت : من قبول نمىكنم كه در معاهده كلمه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله باشد و اگر مىدانستم كه تو رسول خدا هستى ، با تو نمىجنگيدم ؛ زيرا اگر تو رسول خدا بودى و من مانع از طواف تو مىشدم ، ظلم بزرگى مرتكب شده بودم ، بلكه بنويس : محمد بن عبد الله تا با هم به توافق برسيم .
على عليه السّلام مىفرمايد : من ناراحت شدم و گفتم : به خدا قسم كه او فرستادهء خدا است اگر چه آن را قبول نكنى .
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى على هرآينه من رسول خدا هستم و همچنين محمد بن عبد الله هستم و نوشتن كلمه محمد بن عبد الله ، رسالت الهى مرا نفى نمىكند ، پس بنويس : محمد بن عبد الله . آنچه را كه مىگويد ؛ بنويس ، به حقيقت كه براى تو نيز چنين كارى مقدّر است ، و چنين خواهى نمود در حالى كه
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 204 .
( 2 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 119 و حلبى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 203 به اين مطلب اشاره كرده است .
( 3 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 204 .
( 4 ) . روضة الكافى ، ص 268 - 269 با اسناد به امام صادق عليه السّلام .