تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
( 1 ) واقدى مىنويسد : هنگامى كه صحبت‌هاى عروة بن مسعود با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله پايان يافت ، سوار بر مركب خود شد و به سوى قريش بازگشت و به آنها گفت : اى جماعت قريش ، من به نزد پادشاهان بزرگى از قبيل : كسرى ( خسرو ) ؟ ! ، هرقل ( هراگليوس ) ؟ ! و نجاشى رفته‌ام و به خدا قسم كه هيچ كدام را نديده‌ام كه يارانش همانند محمد از وى اطاعت كنند ! به خدا قسم كه هيچ‌گاه به وى خيره نمىشوند و آوايشان را نزد او بلند نمىكنند و كافى است كه او به كارى اشاره كند تا آن را انجام دهند . و هرگاه كه آب خلط يا آب دهان خود را بيرون مىاندازد ، يكى از اصحاب سريع آن را برمىدارد و به عنوان تبرّك به بدن خويش مىمالد ؟ ! و وضو نمىگيرد مگر آن كه بر او ازدحام مىكنند تا كدام يك‌شان بر چيزى از آب وضويش چيره شود ( تا با آن تبرك جويد ) ! ( 2 ) بدانيد چنانچه شما شمشير را بخواهيد آنها آمادهء بذل و بخشش آن به شما هستند ، و من جماعتى را ديدم كه اهميت نمىدهند و اعتنا نمىكنند چنانچه از پيامبرشان دفاع كنند با آنان چه بشود ! و الله من با او مردمى را ديدم كه به هيچ وجه و در هيچ حالى او را رها و تسليم نخواهند كرد ! پس رأى و نظر خود را ببينيد زنهار كه سستى در رأى و نظر نداشته باشيد ، او بر شما برنامه‌اى را عرضه و پيشنهاد نموده در مدت و مهلت آن با او چانه بزنيد . اى خويشان آنچه او عرضه و پيشنهاد نموده را بپذيريد كه من از روى نصيحت و اخلاص و خيرخواهى و دلسوزى چنين گويم ، به اضافه اينك من مىترسم كه اگر بجنگيد بر او پيروز نشويد ، زيرا او مردى است كه جهت تعظيم اين خانهء ( كعبه ) آمده و قربانىهاى خويش را آورده تا نحر كند و برگردد ! قريشيان به او گفتند : اى ابو يعفور ، اين سخنان را مگو ، و چنانچه جز تو كسى ديگرى اين سخنان را مىگفت ما سرزنشش مىكرديم ، اما امسال او را از زيارت كعبه بازمىداريم و برمىگردانيم ، تا سال آينده . « 1 » ( 3 )

فرستادگان رسول الله صلّى اللّه عليه و آله

ابن اسحاق روايت كرده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله خراش بن اميّة خزاعى را خواست و او را بر يكى از
هامش
اما آنها كه اين خبر را ساخته‌اند خواسته‌اند براى ابو بكر فضيلتى باشد كه اولا نزد پيغمبر بوده و ثانيا در دفاع زبانى از آن حضرت غيرت داشته ، و ثالثا دست بذل و بخشش و سخاوت و كرامت داشته حتى پس از اسلام و بر نامسلمانان مشرك و بت‌پرست و حتى براى ديهء كشتگان شخصى همانند مغيرهء ثقفى كه به غدر و حيله‌گرى و پيامبر كار او را مردود دانسته است . حال گرچه اين خبر محتوى بر بىادبى زبانى و عدم رعايت شرم حضور رسول گرامى اسلام نيز هست ، كه از اين چه باك ؟ ! مگر نگفتند كه هذيان مىگويد ؟ ! و از واقدى نقل چنين خبرى عجيب نيست ، اما از مرحوم امين الاسلام طبرسى بسى جاى شگفتى و بىتوقعى است ؟ ! ( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 598 - 599 . و طبرسى در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 178 - 179 از مشور بن مخرمه قريب به همين مضمون را نقل كرده است و خلاصهء آن را حلبى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 203 آورده است .