تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
گفتند : اگر هم به قصد جنگ نيامده باشد ، به خدا قسم كه نمىگذاريم به راحتى وارد مكه شود و آنگاه عرب از ما چنين سخن گويند . « 1 » ( 1 ) و در خبر روضهء كافى از امام صادق عليه السّلام آمده است كه فرمود : سپس حليس [ رئيس أحابيش ] « 2 » را به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرستادند و او شترهاى قربانى را ديد كه كرك‌هاى آنها ريزش كرده است .
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 325 ؛ اما واقدى اين خبر را در ج 2 ، ص 593 آورده است و ظاهرا از ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 586 - 587 نقل كرده است و لكن وى نوشته است : بديل گفت : ما از نزد قوم تو كعب بن لؤى و عامر بن لؤى آمده‌ايم : آنها أحابيش و بسيارى از قريشيان را با زن و فرزند بسيج كرده و با خويش آورده‌اند و به خداوند قسم مىخورند كه نخواهند گذاشت به كنار بيت الله الحرام برسى ، مگر اين كه همهء آنها را به قتل برسانى . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ما براى جنگ با هيچ كس نيامده‌ايم ، بلكه براى طواف بر كعبه آمده‌ايم و هر كسى كه جلوى ما را بگيرد با او مىجنگيم . و قريشيان بارها وارد جنگ شده‌اند و تلفات زيادى متحمل شده‌اند ؛ پس اگر بخواهند يك مدت مهلتى ميان خود و آنها مىگذاريم كه در آن مدت مهلت در امان باشند و ميان ما و ديگر مردم را رها كنند كه تعداد آنها هم از قريش بيشتر است . پس اگر بر ديگر مردم پيروز شدم آنها مخير خواهند بود كه در آنچه ديگر مردم وارد شده‌اند ( اسلام ) آنها نيز وارد شوند ، يا بجنگند در حالى كه جمعيت بيشترى فراهم خواهند نمود ، به خدا قسم كه بر اين كيش خود به قدرى تلاش و كوشش و جهاد خواهم كرد تا رگ گردنم ( مرگ ) پاره شود يا آن كه آنچه خداوند خواهد انجام خواهد داد . بديل برخاست و سوار شد و ديگر همراهان وى نيز سوار شدند و به سوى قريش حركت كردند تا اين كه به نزديكى عده‌اى از آنها رسيدند . عده‌اى از آنها گفتند : اين بديل و يارانش هستند كه مىآيند تا شما را از قضايا باخبر كنند ! از آنها هيچ سؤالى نكنيد ( و گويى كه آنها از سوى قريشيان فرستاده نشده بودند ) پس از آن كه به هم رسيدند ، بديل گفت : ما از پيش محمد مىآييم ، آيا دوست داريد كه شما را از قضايا باخبر كنم ؟ ! عكرمه بن ابى جهل و حكم بن عاص گفتند : نه به خدا ، دوست نداريم كه ما را از محمد باخبر كنيد ! و لكن از جانب ما به او بگوييد ، تا هنگامى كه يك نفر از ما باقى است ، امسال نمىگذاريم كه وارد مكه شود ! عروة بن مسعود گفت : به خدا قسم كه هيچ‌گاه روزى شگفت‌آورتر از امروز نديده‌ام ! از چه خوش نداريد كه از بديل و يارانش بشنويد ؟ اگر براى شما مفيد بود كه مىپذيريد و اگر چيزى را خوش نداشتيد نمىپذيريد . پس از آن صفوان بن اميّه و حارث بن هشام گفتند : ما را از آنچه ديديد و شنيديد با خبر كنيد . آنها نيز قريشيان را از سخنان رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آگاه كردند و گفتند آنچه كه دربارهء مدت مهلت بر آنان عرضه و پيشنهاد نموده است . عروه گفت : اى جماعت قريش . . . بديل برنامهء خوبى را آورده است كه هيچ كس آن را رد نمىكند ، مگر اين كه بدتر از آن را مىپذيرد . پس آن را قبول كنيد و مرا بفرستيد تا صحت گفتار وى را براى شما تأييد كنم و افرادى كه با وى هستند را شناسايى كنم و خبرياب و جاسوس شما باشم كه گزارش‌هاى او را براى شما بياورم و بدانيد كه من دلسوز و خير خواه شما هستم و هيچ نصيحتى را از شما فروگذارى نمىكنم پس او را فرستادند . طبرسى هم اين خبر را با همين سند و به طور مختصر در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 178 آورده و حلبى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 202 - 203 به اين مطلب اشاره كرده است . ( 2 ) . ابن اثير مىنويسد : احابيش عده‌اى بودند كه به بنى ليث پيوسته بودند و در جنگ با قريش آنها را يارى مىكردند . . . سپس در كنار كوهى به نام حبشى با قريش هم‌پيمان شدند و لذا به همين نام خوانده شدند و فيروزآبادى در قاموس المحيط نوشته است : حبشى ، كوهى است در پايين مكه و احابيش قريش منسوب به همين كوه هستند ، زيرا آنها در پايهء اين كوه هم قسم شده بودند كه تا هنگامى كه دنيا برپا است و يكى از آنها زنده است ، بر ضد ديگران متحد باشند . و در مجمع البحرين ، مادهء حبش نيز اين مطلب آمده است .