تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
( 1 )

كم آبى در حديبيه

سپس با سندى از ناجية بن أعجم أسلمى روايت كرده است كه گفت : مشركان بر ما پيشى گرفتند و به بلحح رسيده و بر آب‌هاى آنجا مسلط شدند . مسلمانان در گرماى شديد به تشنگى دچار شده بودند در حالى كه فقط يك چاه در اختيار داشتند ، براى همين از كمى آب اين چاه نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله شكوه كردند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمودند كه دلوى از آب چاه را نزد او ببرند . من يك دلو آب براى آن حضرت بردم و او پس از آن كه جرعه‌اى از آب را مضمضه كرد ، آن را در داخل ظرف ريخت و آنگاه تيرى از تيردان خويش خارج نمود و به من داد و گفت : به داخل چاه برو و اين آب را در آن بريز و با اين تير آب چاه را تحريك كن ، و من اين كار را انجام دادم و به خدا كه او را به حق مبعوث كرده است ، آب از چاه جوشيد چنان كه ديگ آبى مىجوشد و نزديك بود كه مرا غرق كند به سرعت خارج شدم و آب تا لبه‌هاى چاه رسيد و مسلمانان مىتوانستند بدون طناب از چاه آب بردارند و بدين ترتيب همگى سيراب شدند . ( 2 )

نفاق در حديبيه

در آن روز عده‌اى از منافقان نشسته بودند و به آب مىنگريستند كه تا لبه‌هاى چاه آمده بود . در اين هنگام أوس بن خولى به عبد الله بن ابىّ بن سلول گفت : واى بر تو اى ابو حباب ، آيا وقت آن نرسيده است كه از خواب غفلت بيدار شوى ؟ آيا معجزه‌اى بهتر از اين مىخواهى ؟ ! « 1 » بر چاهى وارد شديم كه بسيار كم آب بود ؛ اما رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از آب آن وضو گرفت و مقدارى از آن را مضمضه كرد و در دلو ريخت و سپس آب دلو را به همراه يك تير در چاه ريختند و همين باعث شد كه آب چاه تا لبهء آن بالا آمد ؟ ! ابن ابىّ گفت : مثل اين را ديده‌ام ! أوس گفت : خدا تو و ديدنت را لعنت كند ! رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به وى گفت : اى ابو حباب ، كجا مثل آنچه را كه امروز مشاهده كردى ؛ ديده‌اى ؟ ! گفت : هرگز مثل اين قضيه را نديده‌ام !
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 588 - 589 و كلينى اين قضيه را از امام صادق عليه السّلام در روضهء كافى ، ص 266 آورده است و شيخ طوسى در التبيان ، ج 9 ، ص 313 بدان اشاره كرده است و طبرسى در مجمع البيان ، ج 9 ، ص 167 از ابن اسحاق در سيره ، ج 3 ، ص 322 آن را نقل نموده است و راوندى در الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 58 و 123 آن را آورده و خبر ديگرى ، مثل آن را آورده است ( ج 1 ، ص 109 ) .