كرد . فورا شترم را كنار زدم و از آن پياده شدم . و افراد را به گونهاى هدايت كردم كه اسير تنها ماند و در يك لحظه ضربهاى به ران وى وارد كرده و آن را قطع كردم . او از شترش پايين افتاد و افراد من بلافاصله بر همراهان وى حملهور شدند و همهء آنها را به هلاكت رساندند ، مگر يك نفر كه فرار كرد .
پس از آن به سوى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله كه با اصحابش در ثنيّة الوداع ( در مسير شام ) نشسته بود ، بازگشتيم و جريان را براى وى نقل كرديم كه فرمود : خداوند شما را از دست قومى ستمگر نجات داد . « 1 »
( 1 )
سريّه به سوى بنى ضبّه
كلينى در فروع كافى با سندى از ابان بن عثمان احمر بجلى كوفى . . . از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : عدهاى از افراد قبيلهء بنى ضبّه كه مريض بودند بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله وارد شدند آن حضرت فرمود :
نزد من بمانيد تا پس از اين كه خوب شديد شما را به سريّهاى بفرستم . آنها گفتند : ما را به خارج مدينه بفرست و آن حضرت آنان را به سوى شترهاى صدقه فرستاد تا از شير آنها بنوشند و زودتر خوب شوند ؛ اما آنها پس از آن كه خوب و قوى شدند ، سه نفر از كسانى كه از شترها محافظت مىكردند را كشتند [ و شترها را با خويش بردند . ]
( 2 ) اين خبر به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله رسيد ؛ لذا بلافاصله على عليه السّلام را به همراه عدهاى به دنبال آنها فرستاد .
على عليه السّلام آنها را در حالى كه در درهاى سرگردان شده بودند و نمىدانستند كه بايد از كدام طرف بروند ، اسير كرد و نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آورد . در همين هنگام اين آيه نازل شد :
« إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ »
« 2 » ؛ كيفر كسانى كه با خدا و پيامبرش مىجنگند و در زمين به فساد مىكوشند اين است كه كشته يا به دار آويخته شوند يا دست و پايشان در جهت مخالف قطع شود و يا از سرزمين خود تبعيد شوند .
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 566 - 568 . و ابن اسحاق خلاصهء آن را در سيره ، ج 4 ، ص 266 آورده است و طبرسى آن را بدون تاريخ بعد از حوادث خيبر در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 211 نقل كرده است و همين اقتضاء مىكند كه جنگ خيبر در حدود چهار ماه و ده روز پس از آن رخ داده باشد .
( 2 ) . مائده ( 5 ) ، 33 . با حفظ اين مطلب بايد گفت كه معروف اين است كه مائده آخرين سورهاى است كه نازل شده است و شايد براى همين ضحاك از ابن عباس نقل كرده است كه اين آيه دربارهء عدهاى نازل شده است كه با پيامبر پيمان بسته بودند و سپس پيمانشكنى كرده و به فساد در زمين پرداخته بودند . براى همين خداوند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را بين اين دو راه مخير گردانيد ؛ چنان كه در التبيان ، ج 3 ، ص 505 اين مطلب آمده و مجمع البيان ، ج 3 ، ص 291 از او نقل كرده است .
بنابراين آنچه نقل مىشود مبنى بر اين كه آن حضرت بر چشمهايشان ميل كشيد و سپس آيه نازل شد و پس از آن پيامبر افرادش را از مثله كردن ، نهى مىكرد ، صحيح نيست . البته درست است كه آن حضرت در اواخر عمر شريف و قبل از نزول اين آيه از مثله كردن نهى مىكرد .