سپس به آن زن فرمود : خداوند انصار را رحمت كند كه مردانشان مرا يارى مىكنند و زنانشان به من رغبت نشان مىدهند ، حال بازگرد و بدان كه من منتظر امر الهى هستم .
( 1 ) خداوند نازل فرمود :
« . . . وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً . . . »
و معين كرد كه هبه آن جز بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله جايز نمىباشد . « 1 »
طبرسى مىنويسد : گفته شده است كه وقتى اين زن خود را به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بخشيد ، عايشه گفت :
زنان را چه شده است كه خود را بدون مهر و كابين هبه مىكنند ؟ !
سپس آيات نازل شد و عايشه گفت : چطور است كه خدا در برآوردن خواستههاى تو مىشتابد !
رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر تو هم خداوند را اطاعت مىكردى ، در برآوردن خواستههاى تو شتاب مىكرد . « 2 »
بر حسب خبرهاى مورد اعتماد ، سورهاى كه بعد از احزاب نازل شده ، سورهء ممتحنه بوده است ، « 3 »
اين سوره در مورد حاطب بن ابى بلتعه نازل شده است كه نامهاى را براى كفار قريش فرستاده بود و گفته بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قصد حمله به شما را دارد . « 4 » اين بدان معنا است كه اين سوره بعد از حديبيه و در حدود فتح مكه نازل شده است كه در آنجا دربارهء اين سوره بحث خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 195 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 571 . و در آن و در تبيان به نقل از شعبى آمده است : اين زن ، زينب دختر خزيمه انصارى ، ام المساكين بوده است . و از ابن عباس نقل شده است : وى ، ميمونه دختر حارث بوده است كه خودش را بدون مهر و كابين به پيامبر هبه كرده است ( مجمع البيان ، ج 8 ، ص 350 ) . و ميمونه ، دختر حارث همان هلاليه ، خالهء خود ابن عباس بوده است كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در عمرهء قضاى سال هفتم او را ازدواج نمود و اين تزويج با مهر بوده است و او بدون مهر خودش را به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نبخشيده است . و گمان مىكنم كه امراى بنى عباس مىخواستهاند با اين حديث جعلى چنين وانمود كنند كه خالهء ايشان خود را به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بخشيده است !
و آيهء بعدى چنان كه در التبيان ، ج 8 ، ص 345 و مجمع البيان ، ج 9 ، ص 574 آمده است ؛ آيهء« تُرْجِي مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ »؛ هر كدام از آنها را كه بخواهى مىباشد و از جمله زنانى كه آنها را به تأخير انداخت : جويرية و سپس صفيه و سپس امّ حبيبة و پس از آن ميمونه بوده است كه در چند سطر قبل دربارهء او سخن گفتيم و اين اقتضا مىكند كه خبر را به همان جا ارجاع بدهيم . به خصوص اگر به اين نكته توجه داشته باشيم كه ( طبرسى ، ج 9 ، ص 554 ) اين آيه و آيههاى تخيير ( 28 و 29 ) از همين سوره را به هم مرتبط دانسته و اين سه نفر را از جمله كسانى دانسته است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آنها را بين بقاء بر نكاح وى يا ترك آن مخير گردانيد و قبل از وى شيخ طوسى در التبيان ، ج 8 ، ص 335 - 336 اين مطلب را نقل كرده است .
و طبرسى در آيهء بعدى ( 52 ) در ذيل قول خداوند متعال كه مىفرمايد :« . . . وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ . . . »؛ و اگر چه زيبايى آنها تو را شيفته كرده باشد ، مىنويسد : گفته شده است كه أسماء بنت عميس بعد از شهادت همسرش ، جعفر بن ابى طالب ، آن حضرت را شيفتهء خود كرده بود ( مجمع البيان ، ج 9 ، ص 575 ) . و اين مطلب اقتضا مىكند كه نزول اين آيه يا آيات را بعد از غزوهء موته در سال نهم بدانيم و حد اقل اخبار مربوط به اين آيات و به خصوص آيه تخيير را بعد از جنگ خيبر بدانيم ، چنان كه در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 192 آمده است . و ما در آنجا در اين باره بحث خواهيم كرد .
( 3 ) . التمهيد ، ج 1 ، ص 106 .
( 4 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 361 .