( 1 ) زيد بن أرقم مىگويد : پس از رسيدن به مدينه ، به خاطر غم و غصه و شرمندگى خانهنشين شدم تا اين كه سورهء منافقون نازل شد و مرا تصديق و ابن ابى را تكذيب كرد . و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله گوش مرا گرفت و فرمود : اى جوان ، سخن تو درست بود و گوشهايت درست شنيده بود و دل تو خوب آن را فهميده بود و خداوند دربارهء سخنان تو آياتى نازل فرموده است .
پس از نزول آيات و تكذيب عبد الله بن ابى ، به وى گفته شد : آيات شديدى دربارهء تو نازل شده است . نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله برو و استغفار كن . او گردنش را گردانيد و گفت : دستور داديد كه ايمان بياورم كه ايمان آوردم ! دستور داديد كه زكات مالم را بدهم كه پرداختم . پس چيزى نمانده است جز اين كه در مقابل محمد سجده كنم ! و ابن ابى پس از مدّت كمى مريض شد و مرد . « 1 »
( 2 )
بقيهء آيات سورهء احزاب
دربارهء آياتى كه بعد از جنگ احزاب و بنى قريظه و بعد از ازدواج پيامبر با زينب دختر حجش نازل شده بود . سخن گفتيم و بحث دربارهء علت نزول آيات 50 - 52 اين سوره را به بعد از جنگ بنى المصطلق موكول كرديم .
خداوند مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ بَناتِ عَمِّكَ وَ بَناتِ عَمَّاتِكَ وَ بَناتِ خالِكَ وَ بَناتِ خالاتِكَ اللَّاتِي هاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً »
« 2 » ؛ يا پيامبر ! ما همسرانى را كه مهرشان را پرداختهاى و كنيزانى كه خدا به غنيمت نصيبت كرده است و دختران عموها ، دختران عمهها ، دختران دايىها و دختران خالههايت را كه با تو مهاجرت كردهاند براى تو حلال كرديم ، و همچنين هر زن با ايمانى كه خود را به پيامبر ببخشد به شرط اين كه پيامبر بخواهد با او ازدواج كند ، اين حكم مخصوص تو است نه ساير مؤمنان - ما مىدانيم براى آنها دربارهء همسران و كنيزانشان چه حكمى مقرر كردهايم - تا مشكلى براى تو نباشد و خداوند آمرزندهء مهربان است .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 443 - 444 . مرگ وى بنا به قول تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 473 در سال پنجم بوده و بنا به نقل الدر المنثور ، ج 6 ، ص 226 بعد از غزوهء بنى المصطلق رخ داده است ، در حالى كه به درك و اصل شدنش پس از بازگشت حضرت از غزوه تبوك در سال نهم هجرت خواهد آمد .
( 2 ) . احزاب ( 33 ) ، 50 .