تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
كردند . پس از مدتى بر سر مسأله‌اى با هم مشاجره كردند و براى حل اختلاف نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آمدند . . . زيد گفت : اى رسول خدا ، اجازه دهيد او را طلاق دهم ؛ زيرا وى مغرور است و با زبانش مرا مىآزارد ! پيامبر فرمود : از خدا بترس و همسرت را نگهدار و به او نيكى كن . تا اين كه سرانجام زيد او را طلاق داد و مدت عدّهء سپرى شد . . . و خداوند آيهء مربوط به تزويج زينب به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را نازل كرد :
« . . . فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا . ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً . الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً . ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً »
« 1 » ؛ چون زيد از همسرش كام گرفت ، ما او را به نكاح تو درآوريم تا مؤمنان . در نكاح همسران پسر خواندهء خود اگر از آنها كام گرفتند بر خود گناهى نپندارند كه فرمان خدا انجام شده است . در آنچه خدا بر پيامبران حلال كرده بر او گناهى نيست ، همانطور كه خدا براى پيامبران پيشين چنين سنتى نهاده بود و فرمان خدا حساب شده و دقيق است . آنان كه رسالت خدا را ابلاغ مىكنند و جز او خدا از كسى نمىترسند ، خدا براى حسابگرى ( اعمالشان ) كافى است . محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست لكن رسول خدا و آخرين پيامبر است و خداوند به هر چيز آگاه است . ( 1 ) شيخ طوسى در التبيان مىنويسد : زيد براى شكايت از همسرش ، زينب بنت جحش نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده بود و مىخواست كه او را طلاق بدهد . پيامبر فرمود : او را نگهدار و طلاق نده و موعظه‌اش كرد . . . و خداوند به وى دستور داده بود كه اگر زيد او را طلاق داد با او ازدواج كند . پيامبر از اظهار اين امر مىترسيد و آن را پيش خود مخفى نگه داشته بود . خداوند فرمود : اگر از ترس مردم ، اظهار اين امر را كنار گذاشته‌اى ، بايد بدانى كه مخفى نكردن آن از ترس خدا اولى و بهتر است . پس هنگامى كه زيد ، همسرش زينب را طلاق داد ؛ خداوند به پيامبرش اجازه داد كه با او ازدواج كند و با اين كار مىخواست كه تحريم ازدواج با همسر پسر خوانده را كه از آداب جاهليت بود ، نسخ كند . « 2 » ( 2 ) طبرسى در مجمع البيان از امام زين العابدين عليه السّلام نقل مىكند :
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 194 و آيهء از سورهء احزاب ، آيه 37 - 40 مىباشد . ( 2 ) . التبيان ، ج 8 ، ص 344 - 345 .