( 1 ) و آيات بعد از آن اين است :
« ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً . الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً »
« 1 » ؛ در آنچه خدا بر پيامبر حلال كرده بر او گناهى نيست همانطور كه خدا براى پيامبران پيشين چنين سنتى نهاده بود و فرمان خدا حساب شده و دقيق است . آنان كه رسالت خدا را ابلاغ مىكنند و جز از خدا از كسى نمىترسند خدا براى حسابگرى ( اعمالشان ) كافى است .
گويى كه آيه ، استدراك اين قول خداوند متعال است كه مىفرمايد :
« . . . وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ . . . »
؛ از مردم مىترسى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى . و آن حضرت را توصيف مىكند با كسانى كه
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ »
؛ آنان كه رسالت خدا را ابلاغ مىكنند و جز از خدا از كسى نمىترسند .
( 2 ) سپس موضوع با آيهء اخير تمام مىشود كه مىفرمايد :
« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً »
« 2 » ؛ محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست لكن رسول خدا و آخرين پيامبر است و خداوند به هر چيز آگاه است .
و در آيهء 4 و 5 در اوايل سوره ، براى اين حكم زمينهسازى مىكند و مىفرمايد :
« . . . ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ . ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ . . . »
؛ خداوند پسرخواندههاى شما را فرزندانتان قرار نداده است . اين حرفى است كه به زبان مىگوييد ، خداوند حق مىگويد و به راه راست هدايت مىكند . آنها را به نام پدرانشان بخوانيد كه نزد خدا عادلانهتر است و اگر پدرانشان را نمىشناسيد ، برادران دينى و دوستان شما هستند .
( 3 ) پس از آن ، آيات بعدى از اين موضوع منصرف مىشود و به جنگ احزاب و سپس موضوع بنى قريظه و همسران پيامبر مىپردازد و آنها را بين قبول زندگى دنيا و زينت آن يا خدا و رسولش و زندگى آخرت مخيّر مىگرداند . مفسران گفتهاند كه همسران پيامبر در آن زمان نه نفر و عبارت بودند از : سودة دختر زمعه ، عايشه ، حفصه ، امّ سلمه دختر ابى اميه ، زينب دختر جحش اسدى ، جويريّه دختر حارث مصطلقى ، صفيّه دختر حيىّ بن أخطب خيبرى و ميمونه دختر حارث هلالى . « 3 » آن حضرت با جويرّيه در سال ششم و با صفيّه و ميمونه در اول و آخر سال هفتم ازدواج كرد و اين اقتضا مىكند كه اين سوره يا اين آيات بعد از آن نازل شده باشد ! براى همين اخبار مربوط به آن در آنجا نقل خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . احزاب ( 33 ) ، 38 - 39 .
( 2 ) . احزاب ( 33 ) ، 40 .
( 3 ) . التبيان ، ج 8 ، ص 334 - 335 و مجمع البيان ، ج 9 ، ص 554 و 573 و 574 .