موسى كه جان داده است ! و چون هيچ رگى از رگهاى بدنش حركت نمىكرد ، فهميدند كه جان داده است و رفتند كه وسايل دفن وى را فراهم كنند .
( 1 ) أسود مىگويد : من نيز از خانه خارج شديم و نزد دوستانم در راه آب رفتم و آنها را از جريان با خبر ساختم . پس از آن دو روز در مخفيگاه خود باقى مانديم تا آن كه يهوديان دست از جست و جو برداشتند و آنگاه روانهء مدينه شديم .
در مدينه در حالى بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وارد شديم كه آن حضرت بر منبر بود . هنگامى كه ما را ديد ، فرمود : سربلند باشيد .
گفتيم : خداوند شما را سربلند گرداند اى رسول الله !
سؤال كرد آيا او را كشتيد ؟ گفتيم : بله . و هر كدام از ما ادّعا كرد كه او را كشته است !
فرمود : شمشيرهايتان را نشان دهيد . شمشيرها را به وى عرضه كرديم و او در حالى كه به شمشير أنيس اشاره مىكرد ؛ فرمود : اين شمشير او را كشته است و اين اثر ضربه در شمشير است . « 1 »
( 2 )
سريّهء ابى عبيده
مسعودى در التنبيه و الإشراف مىنويسد : پس از آن سريّهء ابى عبيده بن جرّاح فهرى قريشى به سوى كنارهء دريا در ذى الحجّة « 2 » سال پنجم رخ داد .
كازرونى در المنتقى نوشته است : در ذى الحجّة اين سال ( سال پنجم ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سوار اسب شد و به ميان باغهاى اطراف مدينه رفت كه ناگهان از اسب پايين افتاد و پاى راستش زخمى شد و به مدّت پنج روز در منزل به استراحت مىپرداخت و نماز را به صورت نشسته مىخواند .
و مىگويد : در اين سال احكام فريضهء حج نازل شد كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آن را به تأخير انداخت . « 3 »
( 3 )
ازدواج پيامبر با زينب دختر جحش
مسعودى مىنويسد : و در اين سال ( سال پنجم هجرى ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله با زينب دختر جحش ، دختر عمهاش ، اميمه دختر عبد المطلّب ازدواج كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 391 - 394 . و در آن با سندى از ابن عباس آمده است كه وقتى ابو رافع به قتل رسيد ، فردى به نام رزام كه مردى شجاع بود به رياست يهوديان رسيد كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سريهء ديگرى به خيبر فرستاد و او را در شوال سال ششم به قتل رساندند ، چنان كه خواهد آمد و پس از او كنانة بن ابى الحقيق ، برادر سلّام را به رياست خود برگزيدند و غزوهء خيبر با وى رخ داد ( ج 2 ، ص 566 ) .
( 2 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 217 .
( 3 ) . از او در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 298 .
( 4 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 298 ، التنبيه و الاشراف ، ص 27 و كازرونى در المنتقى نوشته است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله او را در اول ذى القعده سال پنجم تزويج كرد و در آن هنگام زينب سى و پنجساله بود ( بحار الانوار ، ج 20 ، ص 297 ) .