تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
( 1 ) ابو البخترى گفت : زمعه راست مىگويد . ما به آنچه در آن نوشته شده است ، راضى نيستيم و بدان گردن نمىنهيم . مطعم بن عدى گفت : راست گفتيد هر كسى غير از حرف شما را زد ، دروغ گفته است . ما از اين صحيفه و آنچه در آن نوشته شده است ، بيزارى مىجوييم . ابو جهل گفت : اين امرى است كه شبانه بر آن قرار گذاشته‌ايد و در جايى ديگر دربارهء آن مشورت كرده‌ايد . پس مطعم بلند شد كه صحيفه را پاره كند ، اما ديد كه موريانه‌ها آن را خورده‌اند و تنها كلمهء « باسمك اللهم » سالم باقى مانده است و در اين حال ابو طالب در گوشه‌اى از مسجد ناظر بر اين قضايا بود . « 1 » در اينجا نبايد انگيزهء نفى نقش ابو طالب در اين موضوع از نظر مخفى بماند ! ( 2 ) آيه بعدى مىگويد :
« وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ »
« 2 » ؛ اگر خواستيد مجازات كنيد تنها به مقدارى كه به شما تجاوز شده است كيفر دهيد و اگر شكيبايى پيشه كنيد براى شكيبايان بهتر است . مشهور شده است كه آيه ، بعد از شهادت حمزه سيد الشهدا در احد در سال سوم هجرى نازل شده است و قمى مثل همين مطلب را در تفسيرش آورده است . « 3 » عياشى در تفسيرش آن را از امام صادق عليه السّلام ذكر كرده است . « 4 » لذا بعضى از مفسران اين آيه را از مستثناهاى سورهء مكى شمرده‌اند و گفته‌اند : مدنى است . ( 3 ) اما طبرسى در مجمع البيان از حسن نقل كرده است كه اين آيه قبل از آن كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به جنگ با مشركان امر شده باشد ، نازل شده است و خطاب آيه عام است . از ابراهيم و ابن سيرين و مجاهد نقل شده است كه آيه عموميت در مورد هر ظلمى از قبيل غصب و مثل آن دارد و مثل همان كارى كه ظالم كرده است ، عليه او انجام مىشود ؛ بنابراين اگر خبر عياشى از امام صادق عليه السّلام صحيح باشد ، مىتوان آن را بر تعدّد نزول و يادآورى به آيه حمل كرد . پس قول خداوند كه مىفرمايد :
« وَ إِنْ عاقَبْتُمْ »
؛ شايد به اين معنا باشد كه اگر خواستيد قطع رابطهء مشركان و قطع رحم آنها را تلافى كنيد ، پس با آنها شبيه خودشان رفتار كنيد و زياده روى نكنيد و
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 14 - 16 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) ، 126 . ( 3 ) . تفسير قمى در آخر جزء اول . ( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 275 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 97 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى