( 1 ) و در آن با سندى از ابو بصير آمده است كه گفت : از امام صادق عليه السّلام سؤال كردم : آيا كسى از فشار قبر در أمان مىماند ؟ فرمود : از آن به خدا پناه مىبريم ، چه بسيار كم هستند كسانى كه از آن در أمان مىمانند ، وقتى كه رقيّه به دست عثمان كشته شد ؛ « 1 » رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر بالاى قبرش ايستاد و در حالى كه اشكهايش جارى بود ، و روى خود را به سوى آسمان گرفت و فرمود : خدايا از فشار قبر بر رقيه به خاطر من درگذر و خداوند خواستهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را اجابت كرد و آنگاه آن حضرت رو به مردم كرد و فرمود : من به ياد درد و رنجهايى كه رقيّه كشيده بود افتادم و دلم برايش سوخت ؛ لذا از خداوند خواستم كه به خاطر من فشار قبر او را ببخشد . « 2 »
اما در مورد تاريخ وفاتش بايد گفت كه از آنچه گذشت معلوم مىشود كه وى بعد از عثمان بن مظعون وفات كرده است و از آنجا كه وفات وى را در ذى الحجّه دانستهاند ؛ بنابراين وفات رقيّه بعد از آن بوده است ؛ چنان كه نووى بر آن تصريح كرده است . « 3 »
( 2 ) الّا اين كه ابن قتيبه دقيقتر شده و گفته است : رقيه يك سال و ده ماه و بيست روز پس از ورود به مدينه درگذشت ؛ « 4 » يعنى در بيستم ماه محرم كه مصادف با أواخر سال دوم هجرى و اوايل سال سوم هجرى بوده است . و در مورد علت وفات وى ، نميرى بصرى از زهرى نقل مىكند كه وى به سبب بيمارى حصبه درگذشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . نميرى بصرى از زهرى روايت كرده است كه : او به حصبه دچار شد و فوت كرد . ( ج 1 ، ص 104 )
( 2 ) . فروع كافى ، ج 1 ، ص 64 و خبر ديگرى را از آن حضرت عليه السّلام در مورد ممانعت از دخول عثمان به قبر ، نقل مىكند و در آن روايت آمده است : دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و اسم رقيّه يا ام كلثوم نيامده است و لكن مشتمل بر حوادث بعد از خيبر مىباشد و براى همين اين روايت و روايت ديگر كه در خرائج راوندى است در مورد ام كلثوم مىباشد ، نه رقيه و بعد از اين در مورد وفات ام كلثوم صحبت خواهد شد .
( 3 ) . تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 406 .
( 4 ) . ذخائر العقبى ، ص 163 .
( 5 ) . تاريخ مدينه ، ج 1 ، ص 104 .