تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
( 1 ) كلينى در كافى با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : همانا عمار ياسر به وسيلهء كفار قريش مجبور شد كه به پيامبر ناسزا بگويد در حالى كه قلبش مطمئن به ايمان بود . و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز به او گفت : اى عمار ، اگر دوباره چنين چيزى خواستند ، آن را تكرار كن ؛ زيرا كه خداوند تو را معذور كرده است :
« إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
؛ خداوند به تو دستور داده است كه اگر تو را مجبور كردند ، همان جملات را تكرار كنى تا شكنجه نشوى . « 1 » ( 2 ) طبرسى در مجمع البيان از قتاده و ابن عباس نقل مىكند كه : آيه در مورد عده‌اى نازل شده است كه بر كفر گويى مجبور شدند و عبارت بودند از : عمار و پدرش ياسر و مادرش سميّه و صهيب و بلال و خبّاب . اينها آن قدر شكنجه شدند تا اين كه پدر و مادر عمار به شهادت رسيدند و پس از آن عمار آنچه را كه مىخواستند بر زبان آورد و خداوند اين مطلب را به اطلاع رسولش رسانيد . پس از آن عده‌اى گفتند كه عمار كافر شده است ؛ اما رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هرگز ، سراپاى وجود عمار لبريز از ايمان است و ايمان با گوشت و خون او درآميخته است . پس از آن عمار در حالى كه گريان بود نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله آمد . حضرت صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : تو را چه شده است ؟ گفت : به شر و بدى گرفتار شده‌ام اى رسول خدا . نتوانستم طاقت بياورم ؛ لذا به شما ناسزا گفتم و خدايان آنها را به خوبى ياد كردم . لكن رسول الله اشك چشمانش را با دست خود پاك كرد و مىگفت : اگر دوباره از تو خواستند ، همان چيزهايى را كه گفتى تكرار كن و سپس آيه نازل شد . « 2 » ( 3 ) اين در حالى است كه در خبر مرحوم كلينى از امام صادق عليه السّلام گذشت كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عمار فرمود : « اگر دوباره از تو درخواست كردند ، همين كلمات را تكرار كن ، زيرا خداوند تو را معذور كرده و به تو دستور داده است كه هر چه خواستند بگو » . ظاهر اين حديث چنين است كه آيه قبل از روبه‌رو شدن عمار با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد نه بعد از آن . در خبر طبرسى هم آمده است : خداوند رسول خود را قبل از آمدن عمار بر اين مطلب آگاه كرد ؛ بنابراين ظاهر احاديث اين را مىرساند كه نزول آيه قبل از ملاقات عمار با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بوده است و نه بعد از آن و در نتيجه قول طبرسى كه مىگويد : « و سپس آيه نازل شد » صحيح نيست ، چنان كه جمع‌آورى اقوال و نتيجه‌گيرى سيوطى در الدر المنثور از مصنف عبد الرزاق و طبقات ابن سعد و تفسير ابن جرير طبرى و بيهقى در دلائل النبوة از طريق ابى عبيدة بن محمّد بن عمار بن ياسر از پدرش صحيح نيست كه گفتند : مشركان عمار را به بند كشيدند و آن قدر او را شكنجه كردند تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را فحش داد و از الهه‌هايشان به خوبى ياد كرد .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 219 به نقل از تفسير قمى . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 597 .