تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
( 1 ) قمى در تفسيرش مىنويسد : مقصود زبان ابى فكيهه غلام ابن حضرمى مىباشد كه أعجمى زبان بود و از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله پيروى كرد و به او ايمان آورد و قبل از آن از اهل كتاب بود . پس از آن قريشيان گفتند : به خدا قسم كه اين مرد به محمد صلّى اللّه عليه و آله مىآموزد . « 1 » ( 2 ) طبرسى از مجاهد و قتاده نقل مىكند كه : منظور آنها برده‌اى از بنى حضرمى بود كه اهل روم بوده و عائش ناميده مىشد . وى در ابتدا از اهل كتاب بود كه اسلام آورد و مسلمان خوبى شد . و از عبد الله بن مسلم نقل مىكند كه گفت : در عصر جاهليت دو بردهء نصرانى از اهالى عين تمر عراق در مكه زندگى مىكردند كه اسم يكى يسار و اسم ديگرى خير بود . آنها كتاب خود را با زبان خودشان قرائت مىكردند . گاهى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از كنار آنها مىگذشت قرائت آنها را مىشنيد و براى همين گفتند : او از آنها ياد مىگيرد . « 2 » ( 3 ) از ابن عباس روايت شده است كه قريشيان گفتند : شخصى به نام بلعام او را تعليم مىدهد و او فردى رومى و نصرانى بود كه در مكه زندگى مىكرد . « 3 » ( 4 ) ابن اسحاق مىنويسد : برايم نقل شده است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بسيارى از اوقات در كنار مروه و نزد بساط غلامى نصرانى كه به وى جبر مىگفتند و بردهء بنى حضرمى به شمار مىرفت ، مىنشست . قريشىها مىگفتند : به خدا قسم كه بسيارى از مطالبى را كه محمد نقل مىكند ، جبر به وى تعليم داده است ، براى همين خداوند اين آيه را نازل كرد .
« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ »
« 4 » ؛ مىدانيم آنها مىگويند بشرى او را آموزش مىدهد ، در حالى كه زبان كسى كه اينها را به او نسبت مىدهند غير عربى است ولى اين به زبان عربى فصيح است . ( 5 )

شهادت ياسر و سميّه و شكنجه عمّار

خداوند متعال در ادامه مىفرمايد :
« إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 39 . ( 2 ) . اسباب النزول واحدى ، ص 231 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 595 و سيوطى هم از او روايت كرده است كه : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مكه غلامى را كه اسمش بلعام و فردى اعجمى زبان بود ، تعليم مىداد و مشركان مىديدند كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله با وى رفت و آمد مىكند . براى همين گفتند : بلعام او را تعليم مىدهد ، الدر المنثور ، ج 4 ، ص 131 . روايت‌هاى ديگرى نيز ذكر شده و به نام‌هاى ابى السير و مقيس اشاره شده است . ( 4 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 33 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 81 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى