( 1 )
اولين ديدار خزرجىها با رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در موسم عمره
با عنايت به اين كه آيه 125 سورهء نحل ، اشاره به خروج مسلمانان از شعب را دارد و پيش از آن رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در موسم عمرهء ماه رجب با عدهاى از افراد قبيلهء خزرج ديدار كرده بود ، براى همين در اينجا به نقل اخبار مربوط به اين ديدار مىپردازيم :
( 2 ) طبرسى در اعلام الورى از قمى نقل مىكند كه : اوس و خزرج با هم جنگهايى داشتند كه دهها سال طول كشيده بود و شبانه روز سلاح خويش را بر زمين نمىگذاشتند . آخرين جنگ آنها « يوم بعاث » « 1 » بود كه وقتى خزرجىها آمادهء جنگ شدند ، عبد الله بن أبيّ بن سلول را هم كه از اشراف و سخاوتمندانشان بود ، دعوت به همكارى كردند ؛ اما وى گفت : اين كار شما ظلم به أوس است و من همكارى بر ظلم نمىكنم . پس در جنگ بعاث شركت نكرد و خزرجىها را همراهى نكرد ، اتفاقا در اين جنگ اوسىها بر خزرجىها غالب شدند ، براى همين هر دو قبيله خواستار مصالحه شدند و به اين مطلب راضى شدند كه ابىّ را پادشاه خويش قرار دهند و به دنبال تهيهء تاجى براى وى برآمدند .
در اين ميان اوس و خزرج از يهوديان قينقاع و قريظه و نضير مىشنيدند كه در هنگام نزاع به آنها مىگفتند : اى جماعت عرب اين زمانى است كه پيامبرى در مكه ظهور مىكند و به يثرب مهاجرت مىكند و ما به كمك او با شما جنگ خواهيم كرد و شما را شكست خواهيم داد .
گروهى از خزرجىها قبل از آن كه عبد الله بن ابى را بر خويش حاكم گردانند ، سعى كردند كه با قريشىها پيمانى عليه اوسىها منعقد كنند ، براى همين در موسم عمرهء ماه رجب به سوى مكه حركت كردند كه عبارت بودند از : ذكوان بن عبد القيس و اسعد بن زراره و در اين زمان بنى هاشم در شعب ابى طالب در محاصره بودند .
( 3 ) اسعد بن زراره از قبل با عتبة بن ربيعهء مخزومى رفيق بود و براى همين به خانهاش رفت و گفت : بين ما و قبيلهء اوس جنگى بوده است و حال آمدهايم تا پيمانى با شما عليه آنها منعقد كنيم .
عتبه گفت : شهر ما از شهر شما بسيار دور است و از طرفى آن چنان گرفتار شدهايم كه فرصت هيچ كارى نداريم .
اسعد گفت : شما در حرم و در آسايش و امنيت زندگى مىكنيد ، پس گرفتارى شما چيست ؟ عتبه گفت : در ميان ما مردى ظهور كرده است كه ادّعا مىكند فرستادهء خداوند است و او خواب ما را آشفته ساخته و به خدايان ما توهين كرده و جوانان ما را فاسد نموده و جمع ما را پراكنده ساخته است .
هامش
( 1 ) . نام منطقهاى از محلههاى اوس بود و جنگ در آنجا رخ داده بود و لذا به اين نام ناميده شد . ( النهاية ، ج 1 ، ص 139 )