تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
همين سؤال كردند كه چنين كارهايى لازم است يا خير ؟ « 1 » ( 1 ) طبرسى در مجمع البيان اين مطلب را از شيخ طوسى نقل كرده و توضيح داده است كه : آنها در جاهليّت از زنان حائض اجتناب مىكردند « 2 » و اين به خاطر تأثيرپذيرى و الگوگيرى از اهل كتاب و به ويژه يهودان بود . آيه ، دستور به اجتناب از زنان داده و فرموده است :
« فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ »
؛ از زنان قاعده كناره‌گيرى كنيد ؛ ولى اين كناره‌گيرى را تفسير كرده و فرموده است :
« وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ »
؛ با آنها نزديكى نكنيد ، و اين كار را نيز محدود كرده و فرموده است :
« حَتَّى يَطْهُرْنَ »
؛ تا پاك شوند و سپس تطهير و غسل از قاعدگى را تشريع كرده و فرموده است :
« فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ »
، پس از آن كه غسل كردند ( اجازه داريد كه ) با آنها نزديكى كنيد . و اين كار دليل بر جواز است نه وجوب ؛ زيرا امر بعد از منع مىباشد و نزديكى بايد كه از طريقى باشد كه خداوند به شما دستور اجتناب از آن را داده است ؛ يعنى از شرمگاه باشد .
« مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ »
؛ از همان جايى كه خداوند دستور اجتناب از آن را صادر كرده است . « 3 » ( 2 ) پس از اين آيات مسلمانانى كه در زمان حيض با زنان خويش نزديك مىكردند و يا آنهايى كه همانند يهود از آنها به مدت طولانى كناره‌گيرى مىكردند ، احساس گناه مىكردند و لذا خداوند در ادامه مىفرمايد :
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ »
؛ خداوند توبه‌كنندگان را دوست مىدارد . آنگاه خداوند علّت تشريع اجتناب از نزديكى در زمان قاعده را بازگو كرده و مىفرمايد :
« وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ »
« 4 » ؛ خداوند پاكيزگان و كسانى را كه از قاعدگى و هر حدث و خبثى خود را تطهير مىكنند ؛ دوست مىدارد و در اينجا تطهير از غائط نيز مشمول اطلاق آيه مىشود و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نيز آيه را بر آن تطبيق كرده است : ( 3 ) در اين مورد عياشى در تفسير خود از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : اعراب با سه سنگ خود را تميز مىكردند ؛ زيرا خرما مىخوردند و مدفوع آنها مانند پشكل شتر بود . در اين ميان مردى از انصار كدوى زرد را خورد و اسهال گرفت و براى همين با آب خود را تطهير كرد . . . ( آنگاه نزد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت ) : اى رسول خدا من با آب استنجاء كردم چون غذايى خوردم كه شكمم نرم شد و اسهال گرفتم و ديگر سنگ برايم كار آمد نبود و لذا با آب استنجاء نمودم .
هامش
( 1 ) . التبيان ، ج 2 ، ص 219 - 220 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 562 . ( 3 ) . التبيان ، ج 2 ، ص 222 از ربيع و مجاهد و قتاده از ابن عباس . ( 4 ) . ر . ك . به الميزان ، ج 2 ، ص 212 .