تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَ يُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ »
؛ با زنان مشرك ازدواج نكنيد تا ايمان بياوريد ، و كنيز مؤمن از زن مشرك بهتر است ، اگر چه شيفته‌تان كرده باشد و زنان خود را به ازدواج مردان مشرك در نياوريد تا ايمان آورند ، و بندهء مؤمن از مرد مشرك بهتر است اگر چه شيفته‌تان كرده باشد . آنها به آتش دعوتتان مىكنند و خدا به بهشت و آمرزش . خداوند آياتش را بر مردم عرضه مىدارد تا به خود آيند . ( 1 ) در شأن نزول اين آيه ، اخبار متعددى را نقل كرده‌اند كه بعضى از آنها ارتباطى با اتفاقات بعد از بدر ندارد ؛ چنان كه سيوطى در الدر المنثور از مقاتل نقل مىكند كه گفت : حذيفة بن يمان كنيزى داشت كه او را آزاد كرده و با او ازدواج كرد . مردم او را سرزنش كرده و مىگفتند : با كنيز ازدواج كرده است ! لذا خداوند اين آيه را نازل كرد . « 1 » ( 2 ) واحدى در اسباب النزول از سدّى از ابن عباس روايت كه عبد الله بن رواحه كنيز سياه پوستى داشت كه يك روز در اثر عصبانيت او را كتك زد ؛ امّا فورا پشيمان شد و نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفت و جريان را به او گفت : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از او سؤال كرد : عقيدهء او چگونه است ؟ عبد الله گفت : او به توحيد و رسالت شما شهادت مىدهد و با دقت وضو مىگيرد و نماز مىخواند و روزه‌دارى مىكند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى عبد اللّه ، او مؤمنه است . عبد الله گفت : قسم به آن كه تو را به حق فرستاده است ، او را آزاد كرده و با وى ازدواج خواهم كرد و اين كار را انجام داد ؛ اما مردم به سرزنش او پرداخته و مىگفتند : او با يك كنيز ازدواج كرده است ، كه خداوند در اين مورد اين آيه را نازل فرمود :
« وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ »
« 2 » ( 3 ) و اما حادثهء دوم كه شايد با حوادث بعد از بدر مرتبط باشد ، اين است كه طبرسى در مجمع البيان گفته است : اين آيه در شأن مرثد بن ابى مرثد غنوى نازل شده است ؛ زيرا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله او را به مكه فرستاده بود تا عده‌اى از مسلمانان را به مدينه بياورد . او مردى قوى و شجاع بود و از زمان جاهليّت در مكه با زنى به نام عنّاق روابط دوستانه داشت . در اين زمان عنّاق او را به سوى خود خواند و گفت : آيا با من ازدواج نمىكنى ؟ مرثد گفت : بايد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اجازه بگيرم و وقتى به مدينه بازگشت ، از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله درخواست اجازه كرد كه آيه نازل شد . « 3 » ( 4 ) اين خبر را علامهء طباطبايى در الميزان نقل كرده و فرموده است : شيخ طوسى هم آن از ابن عباس
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ، ج 1 ، ص 256 - 257 . ( 2 ) . اسباب النزول ، ص 65 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 56 و اسباب النزول ، ص 65 - 66 .