أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ »
؛ چون به آنها گفته شود از نازلكردههاى خدا پيروى كنيد ، پاسخ دهند : نه ! آنچه را پيروى مىكنيم كه نياكان را بر آن يافتيم ، اگر چه نياكانشان چيزى نمىفهميدند و هدايت نشده بودند . كه تا آيهء 177 داراى سياق واحدى است و همين معنا را ادامه مىدهد .
( 1 ) ابن اسحاق با سندى از ابن عباس نقل مىكند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، يهوديان اهل كتاب را به اسلام دعوت مىكرد و آنها را بدان ترغيب كرده و از عذاب و خشم الهى ترسانيد .
در اين حال رافع بن خارجه و مالك بن عوف گفتند : ما از آيين پدران خويش پيروى مىكنيم ، زيرا آنها آگاهتر و خيرانديشتر از ما بودهاند و در شأن اين واقعه نازل شد :
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ . . . »
« 1 »
بلكه آيهء 177 كه مىفرمايد :
« لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ . . . »
؛ نيكى به آن نيست كه روى به سوى مشرق و مغرب كنيد .
( 2 ) شيخ طوسى در التبيان نقل كرده است كه گفته شده است : وقتى قبله تغيير يافت و بحث و گفتوگو دربارهء آن زياد شد و امر به گونهاى در آمد كه گويى هيچ راهى براى عبادت خدا جز از راه نماز وجود ندارد ؛ خداوند اين آيه را نازل فرمود و در آن متذكر شد كه نيكى منحصر در نماز نيست .
در كنار آن بايد كارهاى ديگرى را هم مراعات كرد و به اين نكته اشاره كرد كه برپايى نماز مورد نياز است ؛ زيرا داراى مصالح دينى مىباشد و خداوند شما را به آن مأمور مىكند ؛ زيرا مىداند كه نماز شما را به صلاح دعوت مىكند و از فساد بازمىدارد و اين كار به حسب زمانها و اوقات مختلف ، متفاوت است . « 2 »
( 3 ) شيخ طوسى از قتاده نقل مىكند كه اين آيه در مورد يهوديان نازل شده است و از ابو القاسم بلخى نقل مىكند كه : وقتى قبله تغيير كرد و بحث دربارهء نسخ قبلهء اول بسيار شد و يهوديان آن را چنان با اهميت جلوه دادند كه گويى هيچ راهى براى عبادت خداوند غير از راه نماز وجود ندارد ، اين آيه نازل شد . « 3 »
پس آيه و شأن نزول آن دلالت مىكنند بر اين كه آيات 42 تا 177 داراى سياق واحدى هستند .
پس از آن دو آيهء 178 و 179 در مورد قصاص و آنگاه آيات 180 و 181 و 182 دربارهء وصيت مىآيند كه علّت خاصى را براى شأن نزول آنها نيافتيم .
آنگاه چهار آيهء 183 - 186 در مورد روزهء ماه رمضان و دعا است كه چيزى در مورد آنها ذكر نشده است مگر اين كه اين آيات براى روزهء ماه رمضان سال دوم هجرى نازل شده است و چيزى
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 200 و شيخ طوسى آن را در التبيان ، ج 2 ، ص 76 نقل كرده و طبرسى آن را در مجمع البيان ، ج 1 ، ص 461 از او نقل كرده است .
( 2 ) . التبيان ، ج 2 ، ص 95 .
( 3 ) . مجمع البيان ، ج 1 ، ص 475 .