( 1 ) شيخ طوسى در التبيان روايت كرده است كه منظور خداوند متعال از خير و رحمت در اينجا نبوّت مىباشد . « 1 »
قبلا گفته شد كه يهوديان ، نبوت آن حضرت را انكار كردند ؛ زيرا نسبت به اين كه خداوند نبوت را در ميان اعراب قرار داده و بر خلاف معهود آن را از بنى اسرائيل كه از ذريّهء يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم بودند به فرزندان اسماعيل منتقل كرده است ، حسادت مىورزيدند و آيات سهگانه مرتبط با هم مىگويد : كافران از اهل كتاب ( يهوديان ) دوست ندارند كه خير و نبوّت در ميان شما ( بنى اسماعيل ) باشد و مىخواهند كه در ( بنى اسرائيل ) استمرار داشته باشد ، در حالى كه خداوند به رحمت خويش ، نبوّت را در هر جا كه بخواهد قرار مىدهد و هر آيهاى كه آن را نسخ مىكنيم ، بهتر از آن را مىآوريم ( اگر نبوت را از بنى اسرائيل بر مىداريم آن را در جاى بهتر ، يعنى بنى اسماعيل قرار مىدهيم ) و ملك آسمانها و زمين از آن خداست و او بر همه چيز ( تكوين و تشريع ) توانا است . « 2 »
از جملهء اسباب و نزولى كه از قول خدا فهميده مىشود اين است كه مىفرمايد :
« أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ »
« 3 » ؛ آيا شما مىخواهيد از پيامبرتان همان سؤالى را بكنيد كه در زمان گذشته از موسى عليه السّلام شد ، كسى كه كفر را با ايمان عوض كند از راه مستقيم گمراه شده است .
( 2 ) شيخ طوسى در التبيان از ابن عباس نقل مىكند كه گفت : رافع بن حريمله و وهب بن زيد به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفتند : كتابى را از آسمان براى ما بياور تا آن را بخوانيم يا رودهايى را براى ما پديد آور تا تو را تصديق نماييم و از تو پيروى كنيم و براى همين خدا اين آيه را از نازل كرد . « 4 »
( 3 ) و همين مطلب را قول خداوند متعال در سورهء نساء تأييد مىكند ، آنجا كه مىفرمايد :
« يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً »
« 5 » ؛ اهل كتاب از تو مىخواهند از آسمان براى آنها كتابى نازل كنى ، آنها از موسى بزرگتر از اين را خواستند و گفتند : « خدا را آشكارا به ما نشان بده » .
هامش
( 1 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 391 و مجمع البيان ، ج 1 ، ص 344 .
( 2 ) . به بحث نسخ اين آيه در : التبيان ، ج 1 ، ص 392 - 396 و مجمع البيان ، ج 1 ، ص 345 و الميزان ، ص 249 - 256 نگاه كنيد .
( 3 ) . بقره ( 2 ) ، ص 108 .
( 4 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 402 و مجمع البيان ، ج 1 ، ص 351 و سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 197 .
( 5 ) . نساء ( 4 ) ، 153 . عجيب است كه الميزان كه علامه طباطبايى رحمه اللّه در آن روش تفسير قرآن به وسيلهء قرآن را برگزيده است ، در اينجا دچار تطبيق شده و گفته است : سياق آيه دلالت مىكند بر اين كه بعضى از مسلمانان اين درخواست را از او كردند ؛ الميزان ، ج 1 ، ص 259 .