كعبه تكرار مىشود كه :
« قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ »
« 1 » ؛ و در هر صورت آيه با هر دو قضيه سازگار است و گويى كه بين اعتراض يهوديان به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و تحويل قبله يك فاصلهء زمانى وجود داشته است .
( 1 ) چنين به نظر مىرسد كه آيهء سابق مىگويد : مشركان مكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را از نماز خواندن به سوى كعبه منع مىكردند و دليلشان هم اين بود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى بتهاى نصب شده در كعبه و اطراف آن نماز مىخواند و اين كارى ظالمانه بود و آيا شما يهوديان نيز مىخواهيد كه چنين كنيد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را از نماز خواندن به سوى بيت المقدس منع كنيد ؟ ! و هنگامى كه مشركان مكه مرتكب چنين كار ظالمانهاى شدند ، به اين گرفتارى مبتلا شدند كه هيچگاه متوجه ورود به مسجد الحرام در مكه نمىشوند ، مگر آن كه از ترس حمله به كاروانهاى تجارى خويش در خوف به سر مىبردند و جالب اين است كه وقتى آنها قصد ورود به مسجد الحرام مىكردند ، ترس از سريههاى مسلمانان به سراغشان مىآمد نه به هنگام حركت از مكه به سوى شام و از سوى ديگر اين آيه به طور ضمنى وقوع بعضى از سرايا را امضا مىكند و اين قبل از نزول قول خداوند متعال بوده است كه مىفرمايد :
« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا . . . »
« 2 » ؛ به جنگجويان ستمديده در ( قتال ) اجازه داده شده است .
در سورهء حج بوده است كه كمى بعد از آيهء مورد بحث نازل شده است .
( 2 ) از جملهء اسباب نزول اين است كه خداوند مىفرمايد :
« وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
« 3 » ؛ ناآگاهان گفتند : چرا خدا با ما سخن نمىگويد و يا معجزهاى براى ما نمىآورد ؟ پيشينيان نيز همين گونه سخن مىگفتند ، فكرهاشان شبيه يكديگر است ، ولى ما آيات را براى اهل يقين بيان كرديم .
( 3 ) ابن اسحاق مىنويسد : رافع بن حريمله به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت : اى محمد ، اگر چنان كه مىگويى رسول خدا هستى ، پس به خدا بگو كه با ما صحبت كند تا صداى او را بشنويم و به همين دليل ، خداوند آيهء فوق را نازل كرد . « 4 »
( 4 ) شيخ طوسى از ابن عباس نقل كرده است كه منظور آيه يهوديان هستند « 5 » و قول خداوند را نقل
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) ، 142 .
( 2 ) . همان ، 118 .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 198 .
( 4 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 434 و مجمع البيان ، ج 1 ، ص 370 .
( 5 ) . بقره : 75 .