تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
مىفرمايد :
« وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ . . . »
« 1 » ؛ و از افسونى پيروى كردند كه ديوهاى عصر سليمان بر مردم مىخواندند و سليمان كافر نبود ، بلكه ديوها كه به مردم جادو آموختند كافر بودند . ( 1 ) ثابت نشده است كه يهوديان سليمان را تكفير مىكردند ، بلكه كفر در اين آيه بر حسب سياق آن به معناى كفر ناشى از سحر است ، چنان كه در حديث آمده است : « الساحر كالكافر » و يهوديان سحر را به سليمان نسبت مىدادند و علت آن بر طبق آنچه كه قمى در تفسير خود با سندى از امام باقر عليه السّلام نقل كرده ، اين بوده است كه : وقتى سليمان بن داود از دنيا رفت ، ابليس جادوهايى را وضع كرد و آنها را نوشت و سپس آن را در طومارى پيچيده و در پشت آن نوشت : « اين چيزى است كه آصف بن برخيا براى پادشاه ، سليمان بن داود نگاشته و از ذخاير و گنج‌هاى علم به شمار مىرود » . ( و در آن ) آمده بود : هر كسى كه مىخواهد چنين و چنان بشود ، بايد كارهاى فلان و به همان را انجام دهد . سپس آن را زير تخت سليمان دفن كرد و بعد آن را براى پيروانش آشكار كرد و بر ايشان خواند . كافران مىگفتند : سليمان جز با اين سحر نمىتوانست بر ما غلبه پيدا كند و مؤمنان مىگفتند : بلكه او بندهء خدا و پيامبر او بوده است . « 2 » « يهوديان سحر را باعث كفر نمىدانستند و بلكه آن را حلال مىشمردند كه سليمان از آن استفاده مىكرده و براى همين او را پادشاه دانسته - چنان كه در خبر نقل شد - و رسول و پيامبر خدا نمىدانستند و حتى عقيدهء كسانى را كه او را پيامبر مىدانستند ، انكار مىكردند . ( 2 ) با اين اوضاع ، خداوند متعال در چند جاى قرآن سليمان را به بزرگى ياد كرده است كه بعضى از آنها در سوره‌هاى مكّى از قبيل أنعام و أنبياء و نمل و جن مىباشد كه قبل از بقره نازل شده است و در آن آمده است كه سليمان بندهء صالح و بلكه پيامبر فرستاده شده از سوى خدا دانسته شده است كه خداوند علم و حكمت را بر وى ارزانى داشته و آن چنان حكومتى را به وى عنايت كرده است كه به هيچ كس بعد از وى داده نمىشود و در اين صورت او ساحر نبوده است . » « 3 » و با سحر بر ديگران غالب نشده است . ( 3 ) براى همين ، بعضى از احبار يهود - آن چنان كه شيخ طوسى از ابن اسحاق نقل كرده است - مىگفتند : آيا از گفتار محمد تعجب نمىكنيد كه مىگويد : سليمان پيامبر بوده است ؟ ! به خدا قسم كه او فقط يك ساحر بوده است . « 4 » و مىگويد كه از الربيع روايت شده است كه : يهوديان از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دربارهء سحر سؤال كرده و به بحث و مخاصمه با وى در اين مورد پرداختند تا اين كه خداوند فرمود :
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) ، 102 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 55 و عياشى ، ج 1 ، ص 52 هم آن را نقل كرده است . ( 3 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 235 . ( 4 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 371 و سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 192 .