تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
او بر كافران اميد پيروزى داشتند ، هنگامى كه آمد و او را شناختند ، انكارش كردند ، پس لعنت خدا بر كافران باد . . . پس به خشمى از پى خشم ديگر گرفتار شدند و اين براى كافران عذابى خواركننده است . ( 1 ) شيخ طوسى در التبيان به نقل از ابن عباس نقل مىكند كه معاذ بن جبل و بشر بن براء بن معرور به يهوديان گفتند : از خدا بترسيد و اسلام بياوريد ، مگر شما از قبل نمىگفتيد كه پيامبرى ظهور مىكند و شما به كمك او با ما كه مشرك بوديم مبارزه مىكنيد . سلّام بن مشكم ، كه از بنى نضير بود ، به آنها گفت : آنچه را كه ما آن را مىشناختيم و شما را از آن باخبر مىساختيم غير از اين بود و براى همين خداوند اين آيات را نازل كرد . « 1 » و از ديگر اسباب نزول آيات ، همان است كه خداوند بدان اشاره كرده و مىفرمايد :
« قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى قَلْبِكَ »
؛ به آن كسى كه دشمن جبرئيل باشد بگو او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو فرود آورد . ( 2 ) علامهء طباطبائى رحمه اللّه مىفرمايد : سياق آيات اين را مىرساند كه در جواب سخنان يهوديان نازل شده است ؛ زيرا آنان از ايمان به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خوددارى مىكردند و بهانه‌شان هم اين بود كه آنها دشمن جبرئيل هستند كه وحى را نازل مىكند . « 2 »
هامش
( 1 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 345 و مجمع البيان ، ج 1 ، ص 310 و در سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 196 . ( 2 ) . الميزان ، ج 1 ، ص 229 و شيخ طوسى رحمه اللّه در التبيان آن را روايت كرده و طبرسى رحمه اللّه در مجمع البيان از ابن عباس نيز آن را نقل نموده و در الاحتجاج از امام حسن عسكرى عليه السّلام نقل مىكند كه : علّت نزول آيه اين بوده است كه وقتى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله وارد مدينه شد ، ابن صوريا و گروهى از ساكنان فدك نزد وى آمدند و سؤال كردند : در مورد خواب پيغمبر آخر الزمان خبرهايى به ما رسيده است ، به ما بگو كه خواب تو چگونه است ؟ او فرمود : چشمان من مىخوابد و قلبم بيدار مىماند . گفتند : درست مىگويى اى محمد ، حال بگو كه فرزند از مرد يا زن به وجود مىآيد ؟ فرمود : استخوان‌ها و عصب و رگ‌ها از مرد و گوشت و خون و ناخن‌ها و مو از زن به وجود مىآيند . گفتند : درست مىگويى ، بگو چطور مىشود كه فرزند گاهى شبيه عموهايش مىشود و هيچ شباهتى به دايىهايش ندارد و يا گاهى شبيه دايىهاى خود مىشود و شباهتى به عموهايش ندارد ؟ فرمود : آب هر كدام كه غلبه پيدا كند ، شباهت به همان طرف ظهور مىكند . گفتند : درست مىگويى ، حال بگو كه خدايت چگونه است ؟ ( فرمود : هرآينه ) خداوند نازل كرده است :« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، اللَّهُ الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ »؛ بگو او خداى يگانه است ، خدا بىنياز است ، نه فرزندى دارد و نه فرزند كسى است ، و بىأنباز است . ابن صوريا گفت : يك سؤال ديگر مطرح مىكنم كه اگر درست جواب دادى به تو ايمان مىآورم و از تو پيروى مىكنم . بگو كه كدام فرشته وحى خدا را بر تو نازل مىكند ؟ فرمود : جبرئيل . گفتند : او دشمن ماست كه جنگ و سخت‌گيرى و فشار را نازل مىكند و ميكائيل صلح و آرامش را نازل مىكند و اگر ميكائيل وحى خدا را بر تو نازل مىكرد ، به او ايمان مىآوريم و پس از آن بود كه خدا اين آيه را نازل كرد .