تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
و اين يكى هم كوه احد است . آنها هم از شترش پياده شدند و گفتند : به خواستهء خود رسيديم و احتياجى به شتر تو نداريم و حال به دنبال كارت برو . ( 1 ) سپس به هم‌كيشان خود كه در فدك و خيبر بودند نوشتند : ما محل مورد نظر را پيدا كرديم و شما هم به سوى ما بياييد . آنها هم در جواب نوشتند : ما در اينجا مستقر شده‌ايم و اموالى را فراهم كرده‌ايم و به شما نيز نزديك هستيم و اگر پيامبر موعود صلّى اللّه عليه و آله ظهور كرد به سرعت به سوى شما مىآييم . پس از آن كه يهوديان در مدينه صاحب دارايى فراوانى شدند و اين خبر به تبّع حميرى رسيد ، به آنها حمله كرد و آنها نيز به قلعه‌هاى خويش پناه بردند و او آنان را محاصره كرد . در همان ايام محاصره ، يهوديان نسبت به ضعفاى سپاه تبّع رحم مىكردند و شبانه برايشان خرماى خشك و جو پرتاب مىكردند . اين خبر به تبّع رسيد و او دست از محاصره كشيد و به آنها أمان داد ، آنان نيز از قلعه‌هاى خويش خارج شدند و نزد او رفتند . او هم أوس و خزرج را در ميانشان باقى گذارد و رفت . وقتى كه تعداد افراد أوس و خزرج زياد شد ، به دارايى يهود دستبرد مىزدند و يهوديان براى ترساندن آنها مىگفتند : اگر محمد ظهور كند ، به كمك او شما را از سرزمين خودمان اخراج مىكنيم . « 1 » ( 2 ) قمى در تفسير خود با سندى از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرموده : قبل از ظهور نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله يهوديان به اعراب مىگفتند : اى اعراب ، الان عصرى است كه در آن پيامبرى از مكه ظهور مىكند و به اين شهر ( يثرب ) هجرت مىكند و او خاتم الانبياء و بهترين آنها است . در چشمانش لكهء سرخ رنگ و در بين كتف‌هايش مهر پيامبرى هست و او لباس خشن مىپوشد و به مقدارى نان خشك و خرما قناعت مىكند . او بر الاغ برهنه سوار مىشود و در عين اين كه خنده رو است ، جنگجو و كشنده است و هميشه شمشيرش را بر دوش خود مىگذارد و از رويارويى با هيچ كس نمىترسد . سيطرهء حكومت او تا جاهاى دور گسترش مىيابد و خدا به وسيلهء او شما را هلاك مىكند ، آن چنان كه قوم عاد را هلاك كرد . هنگامى كه خداوند پيامبرش را با اين صفات مبعوث كرد ، نسبت به او حسادت كردند و چنان كه خداوند مىفرمايد ، او را تكذيب كردند . « 2 » ( 3 ) از جملهء اسباب نزول اين است كه يهوديان دو فرقه بودند : طايفه‌اى از آنها بنى قينقاع بودند كه هم پيمان خزرج بودند و دو طايفهء بنى نضير و بنى قريظه هم پيمان أوس بودند و اگر بين أوس و خزرج جنگى رخ مىداد ، بنى قينقاع به حمايت از خزرج و بنى نضير و بنى قريظه به حمايت از أوس
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 49 - 50 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 33 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 234 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى