الاوس ديهء مقتول را بين افراد خود تقسيم مىكنند و هر طايفهاى از آنها فديهء اسير را به طور عادلانه پرداخت مىكنند .
( 1 ) مؤمنين شخص عيالوار يا بسيار مقروض را تنها نمىگذارند و در دادن فديه يا ديه او را يارى مىدهند .
مؤمنى با آزاد كردهء مؤمن ديگر ، بدون اجازهء او هم پيمان نمىشود .
مؤمنان متّقى عليه كسى كه بر آنها ستم ورزد يا در فكر ستم و فساد و ايجاد دشمنى در بين آنها باشد هم دست خواهند بود ، اگر چه آن شخص فرزند يكى از آنها باشد .
هيچگاه مؤمنى ، مؤمن ديگر را به خون خواهى كافرى نمىكشد و كافرى را عليه مؤمنى يارى نمىكند . همانا ذمّهء خداوند ( در ميان مسلمانان ) واحد و عام است كه كوچكتر و كمترين آنها بر عهدهء همهء آنها امان خواهد داد .
مؤمنان موالى يكديگرند و هر كدام از يهوديان كه از ما تبعيت كند ، او را يارى و حمايت مىكنيم و عليه يهوديان ستم نمىورزيم و دشمنانشان را يارى نمىكنيم .
( 2 ) همانا پناه دادن و امان مؤمنان هم كدست است و هيچ مؤمنى به هنگام جنگ در راه خدا به ديگران امان نمىدهد ، مگر اين كه گويى از طرف تمام مؤمنان پناه و امان داده است « 1 » .
« همانا هر جنگجويى كه با ما است ، بعضى از آنها بعضى ديگر را بر اساس قسط و معروف در بين مسلمانان پشتيبان هستند . به ناموس كسى امان داده نمىشود ، مگر آن كه خانوادهء او اجازه دهند . همانا حرمت همسايه همانند حرمت خود انسان است در صورتى كه باعث ضرر و گناه نگردد و حرمت همسايه بر همسايه همانند حرمت پدر و مادر مىباشد . « 2 » »
همانا مؤمنان به هر مصيبتى كه در راه خدا بر آنها وارد مىشود ، همديگر را پشتيبانى مىكنند و مؤمنين متقى داراى بهترين و مطمئنترين راه و روش هستند .
همانا به جان و مال مشركان قريش امان داده نمىشود و هيچ مؤمنى به آنها امان نمىدهد .
( 3 ) همانا اگر كسى مؤمنى را بدون سبب قتل برساند و اين مسأله با دلايل روشن اثبات شود . در مقابل آن قصاص مىگردد ، مگر در اين كه ولىّ مقتول رضايت دهد و تمام مؤمنين بر ضد قاتل قيام مىكنند و همگى بايد كه براى احقاق حق و قصاص قاتل اقدام و همكارى نمايند .
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 147 - 148 .
( 2 ) . اين قسمت همان چيزى است كه در كافى و تهذيب روايت شده است و ابن اسحاق به صورت متفرق آن را ذكر كرده است .