تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
بيشترى در اختيار داشتند . مخيريق به اصحابش گفت : اگر مىدانيد كه او همان پيامبر برانگيخته‌شدهء از سوى خداست پس بياييد برويم به او ايمان بياوريم و از كسانى باشيم كه دو كتاب آسمانى را درك كرده‌ايم ! امّا بنى قينقاع به اين درخواست او پاسخ مثبت ندادند . « 1 » ( 1 ) بايد گفت كه طبرسى و ديگر راويان ، متن عهدنامه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله با يهوديان را ذكر نكرده‌اند و تنها كلينى در كافى و شيخ طوسى در تهذيب با اسناد از طلحة بن زيد از امام صادق عليه السّلام نقل كرده‌اند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : در كتاب على عليه السّلام خواندم كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پيمانى را بين مهاجرين و انصار و كسانى كه به آنها ملحق مىشدند نوشت . « 2 » آنگاه كمى بيشتر از سه سطر از عهدنامه را ذكر كرده است . اما ابن اسحاق اين متن را به طور كامل اين گونه آورده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عهدنامه‌اى را بين مهاجرين و انصار نوشت و يهوديان را هم دعوت كرد و قرار دادى با آنها امضا كرد و دين و اموالشان را به رسميت شناخت و شروطى را بر آنها معيّن كرد كه اين چنين است : بسم الله الرحمن الرحيم اين نوشتارى است از محمد پيامبر با مؤمنين و مسلمانان قريش و يثرب و كسانى كه از آنها پيروى نمايند و در كنارشان جهاد كنند بر اين كه : آنها امت واحده در ميان مردم هستند و مهاجران قريش ديهء مقتول را بين افراد خود تقسيم مىكنند و براى اسيران خود بر اساس معروف و قسط بين مؤمنين فديه مىدهند . ( 2 ) بنى ساعده ، ديهء مقتول را بين خودشان تقسيم مىكنند و هر طايفه‌اى از آنها براى اسير خود بر اساس معروف و قسط فديه مىدهند . بنى الحارث ديهء مقتول را بين خود تقسيم مىكنند و هر طايفه‌اى از آنها فديهء اسيران خود را بر اساس معروف و قسط بين مؤمنين ادا مىكنند . بنى جشم ديهء مقتول را بين افراد خود تقسيم مىكنند و هر طايفه‌اى از آنها فديه اسيران خود را بر اساس معروف و قسط بين مؤمنين ادا مىكنند . بنى نجار ديهء مقتول را بين خود تقسيم مىكنند و ديهء اسير را بر اساس معروف و قسط بين مؤمنين ادا مىكنند . بنى عمرو بن عوف ديهء مقتول را بين خود تقسيم مىكنند و هر طايفه‌اى از آنها براى اسير خويش بر اساس قسط و معروف فديه را مىپردازند .
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 157 - 158 از على بن ابراهيم بن هاشم قمى . ما آن را در تفسير وى نيافتيم و مثل همين مطلب از ابن اسحاق از صفيه دختر حيىّ بن أخطب بعد از خبر اسلام آوردن عبد الله بن سلام در اول هجرت نقل شد . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 666 و فروع كافى ، ج 1 ، ص 336 و التهذيب ، ج 2 ، ص 47 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 220 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى