تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اللّه » . شما نام مرا مىيابيد كه در تورات هست و آن چيزى كه علماى شما گفته‌اند اين است كه : ظهور من از مكه و مهاجرت من به همين سنگلاخ ؛ يعنى مدينه است و يكى از علماى شما كه از شام آمده بود به شما گفت كه : از خمر و خمير مغز گندم ، به خرماى خشك و سختى اينجا تن دادم ، به خاطر اين كه در اين سنگلاخ پيامبرى ظاهر مىشود كه بعثت او در مكه و هجرت او به همين جا است و او خاتم و افضل أنبياء خواهد شد . او بر الاغ سوار مىشود و لباس خشن مىپوشد و به مقدارى نان خشك اكتفا مىكند و در چشمانش مقدارى سرخى و در بين كتف‌هايش مهر نبوّت وجود دارد . او شمشيرش را بر دوش مىگذارد و از اين كه با هر دشمنى روبه‌رو شود ، باكى ندارد . او شخصى خنده رو و در عين حال جنگجو است و قلمرو حكومت او تا فرسنگ‌ها را در بر مىگيرد . ( 1 ) يهوديان به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله گفتند : آنچه را كه فرمودى شنيده‌ايم و ما آمده‌ايم كه با تو در صلح باشيم و با تو و عليه تو نباشيم و به پشتيبانى هيچ كس عليه تو نپردازيم . تو نيز متعرّض ما و هيچ يك از يهوديان نشو و ما منتظر مىمانيم تا ببينيم كه سرانجام تو و قومت چگونه خواهد شد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به درخواست آنها جواب مثبت داد و عهدنامه‌اى را بين خودشان به امضا رساندند مبنى بر اين كه به پشتيبانى هيچ يك از دشمنان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يا اصحابش نپردازند و آنها را با دست و زبان و سلاح و حتى كرايه دادن حيوان يارى نكنند و در خفا و آشكار و در شب و روز اين چنين باشند و خداوند را بر اين قول و قرار خود گواه گرفتند كه اگر آنها بر خلاف وعدهء خويش عمل كردند ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در ريختن خون آنها و اسير كردن خانواده‌هايشان و به غنيمت بردن دارايىشان صاحب اختيار باشد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اين عهدنامه را با هر كدام از قبيله‌هاى بنى نضير و بنى قريظه و بنى قينقاع به امضا رسانيد . ( 2 ) در آن هنگام متولّى امور يهوديان بنى نضير ، حيىّ بن أخطب بود . او پس از مذاكره با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به منزل بازگشت . برادرانش ، جدىّ بن أخطب و ابو ياسر بن أخطب از او پرسيدند : چه خبر ؟ گفت : او همان كسى است كه در تورات نشانه‌هايش را مىيابيم و علماى ما بدان بشارت داده‌اند و من هميشه با او دشمنى خواهم نمود ؛ زيرا نبوّت از ذريّهء اسحاق خارج شده و به ذريّه اسماعيل منتقل شده است و ما هيچ‌گاه تابع فرزندان اسماعيل نخواهيم شد ! « 1 » متولّى امور بنى قريظه ، كعب بن أسد و متولّى امور بنى قينقاع مخيريق بودند . آنها اموال و باغ‌هاى
هامش
( 1 ) . مثل همين مطلب در اخبار مربوط به اوايل هجرت در مسجد قباء از ابن اسحاق از صفيه دختر حيىّ بن أخطب نقل شد و شايد كه وى اين مطلب را از او به صورت مكرّر آورده است و الّا بعيد است كه عهدنامه‌اى در قباء نوشته شده باشد .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 219 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى