( 1 ) و هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نماز مغرب و عشاء را به جاى آورد ، أسعد بن زراره در حالى كه صورت خود را پوشانده بود ، بر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله وارد شد و سلام نمود و گفت : يا رسول اللّه ، به خود گمان نداشتم كه خبر ورود شما را بشنوم و از ديدار شما بمانم ، الّا اين كه بين ما و برادران ما از قبيلهء أوس كدورتهايى هست كه خودتان مىدانيد . براى همين كراهت داشتم كه در ميان آنها بيايم ؛ امّا بالاخره صبرم لبريز شد و نتوانستم به ديدار شما نيايم !
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اوس گفت : كدام يك از شما به او امان مىدهد ؟
گفتند : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أمان ما در امان دادن شما است ، به او امان دهيد .
فرمود : خير ، بلكه بعضى از شما بايد به او امان دهيد . در اين حال عويم بن ساعده و سعد بن خيثمه گفتند : ما به او أمان مىدهيم و پس از آن أسعد نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفت و آمد مىكرد و پشت سر آن حضرت نماز مىخواند .
پس از آن شب ، ابو بكر از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله جدا شد و وارد مدينه گرديد و نزد بعضى از انصار اقامت كرد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در قباء نزد كلثوم بن هدم باقى ماند .
( 2 ) سپس ابو بكر نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، به مدينه وارد شويد ؛ زيرا مردم مدينه مشتاق ديدار شما هستند . آن حضرت فرمود : من اينجا را ترك نخواهم كرد تا برادرم على عليه السّلام به من بپيوندد .
ابو بكر گفت : گمان نمىكنم كه على عليه السّلام به اين زودى بيايد ! رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بلكه به زودى خواهد آمد ، ان شاء الله . آنگاه پانزده روز منتظر ماند تا على عليه السّلام وارد شد .
بعد از ورود على عليه السّلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يك يا دو روز ديگر در قباء ماند و سپس سوار مركب خود شد تا حركت كند ، در اين بين بنى عمرو بن عوف در اطراف وى جمع شدند و گفتند : يا رسول اللّه ، نزد ما بمان ؛ زيرا ما اهل سعى و تلاش و شمشير و سپر مىباشيم ! امّا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ناقه را آزاد بگذاريد ؛ زيرا مأمور است .
هامش
صورت آيا قبل از اقامت در قباء از بنى ساعده گذشته است ؟ ! اين مطلب خيلى بعيد به نظر مىرسد .
و ابن شبّه در تاريخ مدينه ، ج 1 ، ص 269 با سندى از جابر بن عبد الله انصارى نقل مىكند كه : اين منطقه ثنيّة الوداع ناميده شد ؛ زيرا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از سمت خيبر وارد شد و به همراه وى مسلمانانى بودند كه زنان صيغهاى ( موقّت ) به همراه داشتند و در آنجا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به آنها فرمود : زنان متعه را كنار بگذاريد و آنها را به محل خودشان بفرستيد و براى همين آنجا محل ثنيّة الوداع نامگذارى شد ؛ زيرا مسلمانان با زنان متعهاى خود خداحافظى كردند . اين مطلب در وفاء الوفاء ، ج 2 ، 275 و خلاصهء آن در ص 361 آمده است . بنابراين ثنيات الوداع از سمت مكه نيست و در وقت هجرت منطقهاى به اين اسم وجود نداشته است و امروز بدان منطقه كشك يوسف پاشا العثمانى گفته مىشود ؛ زيرا وى منطقهء ثنيه را در سال 1914 هموار نمود ؛ چنان كه در حاشيهء تاريخ مدينه آمده است .