بر زمين زانو زد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آن پياده شد و ابو ايوب جلو رفت و اثاثيهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را به منزل خود برد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به منزل وى رفت و على عليه السّلام نيز به همراه او بود تا وقتى كه مسجد الرسول و خانههاى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و منزل على عليه السّلام ساخته شد و آنها به منازل خود نقل مكان كردند . « 1 »
( 1 )
ساير اخبار در مورد ورود رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله
طبرسى در إعلام الورى از ابن شهاب زهرى نقل مىكند كه گفت : عدهاى از مهاجرين قبل از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر ( بنى ) عمرو بن عوف وارد شده و در خانههاى آنها ساكن شده بودند . . . هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى مدينه آمد و به ذو الحليفه رسيد ، از راهى كه منتهى به بنى عمرو بن عوف مىشود سؤال كرد و او را راهنمايى كردند تا بدان جا رسيد . در آنجا بنى عمرو بن عوف در اطرافش جمع شدند و خوشحالى كردند و او در منزل پيرمردى صالح به نام كلثوم بن هدم كه نابينا بود ، اقامت كرد و بنى عمرو بن عوف از طايفهء أوس بودند و براى همين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وقتى به چهرههاى آنها نگاه كرد ، هيچ فردى از خزرج را نديد و اين به خاطر جنگها و دشمنى ميان آنها بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . روضة الكافى ، ص 28 .
( 2 ) . در اين باره طبرسى مىگويد : روايت شده است كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به هنگامى كه وارد مدينه شد . زنان و بچهها به دورش جمع شدند و خواندند :طلع البدر علينا من ثنيّات الوادع * وجب الشّكر علينا ما دعا لله داعماه بدر از منطقهء ثنيات الوداع بر ما طلوع كرد و شكرگزارى بر ما لازم است تا دعوت كنندهاى به سوى خدا دعوت كند .
سپس به بيان اخبار مربوط به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در قباء مىپردازد ، در حالى كه اين خبر در مورد زنان مدينه است و او آن را با اخبار قباء مخلوط كرده است و سيرهء ابن هشام و سيرهء ابن اسحاق و تواريخ يعقوبى و طبرى ، و مسعودى خالى از اين خبر مىباشد و شايد اوّلين كسى كه آن را نقل كرده ، بيهقى ( وفات 458 ) در دلائل النبوة ، ج 2 ، ص 233 و سپس ابن حجر ( وفات 852 ) در فتح البارى ، ج 7 ، ص 204 و سپس سمهودى ( وفات 911 ) در وفاء الوفاء ، ج 4 ، ص 1172 و سپس ديار بكرى ( وفات 982 ) در تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 341 و سپس حلبى ( وفات 1044 ) در سيرهاش ، ج 2 ، ص 54 مىباشد .
و سمهودى آن را نقل كرده و گفته است : ذكرى از ثنيّة الوداع را در هيچ كدام از مسيرهاى منتهى به مكه نديدم ، و ياقوت حموى ( وفات 626 ) در معجم البلدان ، ج 2 ، ص 85 مىنويسد : الثنية : به هر گردنهاى مىگويند كه در كوهها از آن عبور مىكنند . و ثنية الوداع به فتح واو - گردنهاى مشرف بر مدينه مىباشد كه هر كس كه مىخواهد به مكه برود ، از آن مىگذرد و به خاطر وداع با مسافران در آنجا آن را ، ثنية الوداع گويند . در مراصد الاطلاع ، ج 1 ، ص 301 نيز همين مطلب آمده است .
سمهودى با رد اين نظر مىنويسد : ثنيات الوداع از جهت مكه نيست و كسى كه از طرف مكه وارد مدينه مىشود ، آن را نمىبيند و از آن نمىگذرد ، مگر آن كه كسى بخواهد به طرف شام برود ؛ زيرا در جهت شام قرار دارد . و ظاهرا مستند كسانى كه آن را از جهت مكه قرار دادهاند همان سخنان زنانى است كه اين اشعار را به هنگام ورود آن حضرت مىخواندند و خانههاى بنى ساعده در جهت شام قرار دارد و شايد كه آن حضرت از همين جهت وارد مدينه شده است .
لكن كسانى كه اين خبر را روايت كردهاند ، گفتهاند : سپس به سمت راست متمايل شد تا در قباء اقامت نمود . در اين