تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
است و با دشمنانش دشمنى كنيد و در راه خدا جهاد كنيد ؛
« . . . حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ »
« 1 »
« . . . هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ . . . »
« 2 »
« . . . لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ »
« 3 »
« لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ »
؛ « 4 » حق جهاد را ادا كنيد كه خدا شما را اختيار كرده است و شما را مسلمانان ناميده است تا از روى بيّنه و دليل هر كسى كه مىخواهد راه هلاكت يا راه رستگارى را پيش گيرد . و هيچ دگرگونى و قوتى نيست مگر به كمك خداوند متعال . ( 1 ) پس خدا را زياد ياد كنيد و براى فرداى قيامت تلاش كنيد و بدانيد كه اگر كسى بين خود و خدا را اصلاح كند ، خدا او را در مورد آنچه كه بين او و مردم است ، كفايت مىكند ؛ و اين بدان خاطر است كه خدا بر مردم حكمرانى مىكند و آنها تسلط و سيطره‌اى ندارند . و خداست كه مالك همه چيز است و مردم بر خدا حكومت و تسلطى ندارند . خداوند بلند مرتبه است و هيچ قوت و نيرويى نيست مگر به خداوند بزرگ و بلند مرتبه . « 5 » چنان كه مىبينيد تنها همين يك خطبه نقل شده و به علاوه در آن به آياتى استشهاد شده كه بعدا نازل شده است . لكن ابن اسحاق دو خطبهء مذكور را از ابى سلمة بن عبد الرحمن نقل مىكند كه چنين است : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در ميان مردم ايستاد و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : ( 2 ) « و اما بعد ، اى مردم از دنياى خود ، براى آخرت خويش زاد و توشه پيش بفرستيد . به خدا قسم مىدانيد كه گاهى مىشود يكى از شما ناگاه بىهوش مىگردد و مىميرد و گوسفندان خود را بدون چوپان رها مىكند . سپس خدايش بدون هيچ درنگ و پرده‌دارى از او سؤال مىكند : آيا رسول من نيامد كه تو را ارشاد و تبليغ كند ؟ و آيا به تو مال ندادم و به تو بخشش نكردم پس چه چيز براى خود پيش فرستادى ؟ در اين حال به راست و چپ خود مىنگرد و چيزى نمىبيند ، سپس به جلوى خود مىنگرد و چيزى غير از جهنم را مشاهده نمىكند . پس هر كس كه مىتواند صورت خود را از آتش جهنم و لو با شقّه‌اى از خرما نجات بخشد ، بايد چنين كند و اگر آن را هم ندارد با سخنانى زيبا با ديگران برخورد كند ، در مقابل آن ده برابر و حتى هفتصد برابر پاداش مىبيند . و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته . »
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) ، 78 . ( 2 ) . حج ( 22 ) ، 78 ؛ الا اين كه ضمير در آن به ابراهيم برمىگردد . ( 3 ) . انفال ( 8 ) ، 42 . ( 4 ) . كهف ( 18 ) ، 39 ؛ غير از اين آيه ، آيات سوره‌هاى : ق ، قصص و عنكبوت مدنى هستند كه قبل از اين زمان نازل شده‌اند و اين مطلبى است كه در صحت اين خبر خدشه وارد مىكند . ( 5 ) . الطبرى ، ج 2 ، ص 394 - 395 و طبرسى هم آن را در مجمع البيان ، ج 10 ، ص 432 بدون سند بيان كرده است .