تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
( 1 ) ابو ايوب در طبقهء پايين منزل خود سكونت داشت و در طبقهء دوم منزل وى هم اتاقى وجود داشت . او كراهت داشت كه بالاتر از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله باشد ، براى همين گفت : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، پدر و مادرم فداى شما باد . آيا طبقهء بالا براى شما خوب است يا طبقهء پايين ؟ پيامبر فرمود : براى كسانى كه به زيارت ما مىآيند ، طبقهء بالا مناسب‌تر است . هر صبح و شام أسعد بن زراره و سعد بن خيثمه « 1 » و منذر بن عمرو و سعد بن ربيع و اسيد بن حضير به ترتيب غذاى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله را تهيه مىكردند . ابو امامه ، اسعد بن زراره هر روز نهار آن حضرت را در ظرفى كه مقدارى گوشت بر آن نهاده شده بود ، مىفرستاد و تمام كسانى كه نزد آن حضرت مىآمدند . از آن مىخوردند و سير مىشدند و در آخر ظرف غذا به همان صورت اول بازگردانده مىشد و سعد بن عباده براى حضرت شام مىفرستاد كه تمام كسانى كه نزد آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بودند از آن مىخوردند و سير مىشدند و در آخر ، ظرف به صورت دست نخورده بازگردانده مىشد . روزى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از نماز فارغ شده بود كه اسيد بن حضير يك قابلمه غذا را خودش براى آن حضرت آورد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از او سؤال كرد : آيا اين را خودت آورده‌اى ؟ گفت : بله ، يا رسول اللّه ، زيرا كسى را نيافتم كه ظرف غذا را براى شما بياورد . حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند به خانواده شما بركت بدهد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ظاهرا در اينجا سهوى رخ داده است ؛ زيرا سعد بن خيثمه انصارى از افراد بنى عمرو بن عوف در قباء بود و چنان كه گفته شد به صورت مجرّد زندگى مىكرد و شايد كه وى در قباء متكفل رسيدگى به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بوده است نه در مدينه . ( 2 ) در اينجا نيز طبرسى از دلائل النبوة بيهقى به نقل از أنس بن مالك روايت كرده است كه وقتى ناقهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله جلوى خانه ابو ايّوب و در همسايگى اسعد بن زراره كه از بنى نجار بود زانو بر زمين زد ، زنان آنها خارج شدند و در حالى كه دف مىزدند ، مىخواندند :نحن جوار من بنى النجار * يا حبّذا محمد من جارما زنان بنى نجار هستيم و محمد چه همسايهء خوبى است براى ما ! در اين حال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به ميان آنها آمد و فرمود : آيا مرا دوست داريد ؟ ! گفتند : بله . به خدا قسم اى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . پس آن حضرت نيز سه مرتبه فرمود : من نيز شما را دوست مىدارم . اين خبر در دلائل النبوة ، ج 2 ، ص 234 آمده و او اوّلين كسى است كه آن را روايت مىكند و ابن اسحاق و ابن هشام و يعقوبى و طبرى ، و مسعودى آن را روايت نكرده‌اند . در اينجا بايد به اين نكته اشاره كنيم كه بيهقى اوّلين كسى است كه خبر شعر زنان مدينه به هنگام استقبال از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را نقل كرده است و در اينجا هم بايد بگوييم كه مستند هر دو درست نيست . علّامه حلى رحمه اللّه در كتاب نهج الحق و كشف الصدق نوشته است : اهل سنت دربارهء آن حضرت روايت كرده‌اند كه وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وارد مدينه شد ، زنان مدينه در حالى كه از خوش‌حالى به خاطر ورود آن حضرت دف مىزدند ، او با تكان دادن آستين خود با آنان مىرقصيد ! سپس در تعليقهء بر آن نوشته است : آيا چنين عملى از يك رئيس يا كسى كه كمى وقار و ابّهت دارد صادر مىشود ؟ از چنين مزخرفاتى به خدا پناه مىبريم ! اگر چنين عملى به يكى از راويان اين احاديث نسبت داده شود ، آنها با سبّ و شتم به مقابله برمىخيزند و از آن تبرّى مىجويند ؛ اما چگونه است كه نسبت دادن چنين مزخرفاتى را به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله جايز مىشمارند كه از تمامى آنها منزه است ؟ ! ( نهج الحق و كشف الصدق ، ص 151 و دلائل الصدق ، ج 1 ، ص 389 ) .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 193 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى