درخواستهايى از تو كردند ، آنها را تكرار كن » كه اشاره به تكرار آن در همين زمان قبل از هجرت داشته و قضيه به همان صورت كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله چند سال قبل بدان اشاره كرده بود ، اتفاق افتاد .
( 1 ) بنابراين آنچه در خبر به نقل از ابن عباس آمده است كه : « ابو جهل عمار را اسير كرد و شكم مادرش را از هم دريد . » و آنچه در آخر خبر آمده است كه : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در مدينه بر چشمهايش دست مىكشيد و مىفرمود : « اگر دوباره چنين درخواستهايى از تو كردند ، آنها را تكرار كن . » خلط احاديث و توهّم است ؛ زيرا چگونه ممكن است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله اين مطلب را بعد از هجرت در مدينه به وى بگويد در حالى كه مشركان براى شكنجهء عمار به وى دسترسى ندارند ؟ !
( 2 ) همچنين آنچه كه در آخر خبر كشى از ابن سعد آمده است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اگر دوباره چنين درخواستى از تو كردند ، بيش از گذشته آنها را تكرار كن » ؛ خلط احاديث است ؛ زيرا چگونه ممكن است كه مشركان چنين درخواستى از عمار داشته باشند در حالى كه مطابق مفاد خبر آن حضرت و عمار به مدينه هجرت كرده بودند ؟ !
چنان كه آنچه در آخر خبر سيوطى آمده است مبنى بر اين كه : « سپس بلال و خباب و عمار را رها كردند و آنها نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله رفتند و جريان را بازگو كردند . . . و اين آيات نازل شد :
« إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
؛ مگر كسى كه مجبور شود ، در حالى كه در دل ايمان محكمى دارد ؛ با آنچه كه در مرتبهء اول دربارهء عمار نازل شد ، خلط شده است . و همين موجب استثناى بدون دليل اين آيات از سورهء نحل مكى مىشود ، چنان كه هنگام صحبت دربارهء آيات سورهء نحل به اين مطلب اشاره كرديم .
( 3 ) همچنين در اين سوره آمده است :
« وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ »
« 1 » ؛ انسان را به نيكى كردن به پدر و مادر سفارش كرديم و اگر آن دو سعى كردند چيزى را كه به آن واقف نيستى شريك من قرار دهى ، اطاعت نكن ، بازگشت شما به سوى من است و شما را از كردارتان آگاه خواهم كرد و مؤمنان صالح را در زمرهء شايستگان قرار داديم . بعضى از مردم گويند به خدا ايمان آورديم و چون در راه خدا مورد آزار قرار گيرند ، فتنهء مردم را مانند عذاب خدا مىپندارند و اگر مردى از جانب پروردگارت برسد ، مىگويند : ما نيز با شما بودهايم ، آيا خداوند به آنچه در دلهاى مؤمنان مىگذرد آگاهتر نيست ، البته خدا مؤمنان و منافقان را مىشناسند .
هامش
( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) ، 8 - 11 .