كار گرفت تا مبادا « شهر براز » قصد توطئه عليه او را داشته باشد ؛ اما جاسوسان خبر دادند كه « شهر براز » تنها با پنجاه نفر به وعدهگاه آمده است . آنها به خيمهاى از ديبا كه برايشان آماده شده بود رفتند و هر كدام تنها يك چاقو به همراه داشتند . پس از ديدار همديگر ، مترجمى خواستند و « شهر براز » شروع به سخن كرد و گفت : كسانى كه شهرهاى تو را خراب كردند ، من و برادرم بوديم كه با ابتكار و شجاعت خويش لشكريان تو را عقب مىرانديم . اما با همهء اين خدمتها ، خسرو نسبت به ما حسادت مىكند و لذا از من خواسته است كه برادرم را به قتل برسانم و من امتناع ورزيدهام و سپس به برادرم دستور داده است كه مرا به قتل برساند . حال ما از او بيزارى جسته و حاضريم كه در كنار تو با او بجنگيم .
( 1 ) هرقل گفت : قبول كردم و سپس يكى از آنها به ديگرى اشاره كرد كه اين راز بايد بين دو نفر باقى بماند و اگر مترجم زنده بماند ، ممكن است كه آن را فاش كند ؛ لذا او را با چاقوهاى خودشان به قتل رساندند .
سپس عكرمه مىگويد : پس خداوند خسرو را هلاك كرد و اين خبر در روز حديبيه به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله رسيد و آن حضرت و يارانش خوشحال شدند . « 1 »
همچنين وى روايت ديگرى را از يحيى بن يعمر نقل مىكند و مىگويد : خسرو پرويز « شهر براز » را همراه لشكرى به شام فرستاد و قيصر روم ( هرقل ) نيز لشكرى را به فرماندهى « قطمه » فرستاد . آنها به مقابل هم رسيدند و پس از درگيرى شديد ، فارسها بر روم غالب شدند و كفار قريش با شنيدن اين خبر خوشحال شدند و در مقابل مسلمانان ناراحت شدند كه خداوند اين آيات را نازل كرد :
« الم غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ »
؛ الم ؛ رومىها در نزديك اين شهر مغلوب شدند .
( 2 ) « شهر براز » به تدريج در شهرهاى آنها پيشرفت مىكرد و آنها را غارت و چپاول مىكرد تا به خليج قسطنطنيه رسيد و در همين حال خسرو پرويز هلاك شد . خبر آن به لشكريانش رسيد و همين باعث عقبنشينى « شهر براز » و نيروهايش شد و لشكريان روم نيز فرصت را غنيمت شمرده و به تعقيب و كشتار آنها پرداختند . « 2 »
( 3 ) دو روايت مذكور از يحيى بن يعمر و روايت قبلى از عكرمه بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه غلبهء فارسها بر رومىها در منطقهء أذرعات كه در كنارههاى سرزمينهاى شام به سمت صحراى عرب واقع شده ، رخ داده است و غلبهء رومىها بر فارسها به سبب مرگ خسرو پرويز و عقبنشينى « شهر براز » و لشكريانش و هجوم رومىها بر آنها اتفاق افتاده است . اين خبر در روز حديبيه به رسول الله صلّى اللّه عليه و آله رسيد و او و اصحابش از آن خوشحال شدند .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 186 و تفسير طبرى ، ج 20 ، ص 13 - 14 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 185 .