تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
( 1 ) ظاهرا ابن عبرى به اين حمله اشاره مىكند آنجا كه گويد : در سال پانزدهم پادشاهى هرقل فارس‌ها به جزيرهء رودزيا حمله كردند و آن را فتح نمودند و خسرو پرويز دستور داد كه سنگ‌هاى مرمر تمام كليساهايى شهرهايى كه فتح مىشود به مدائن منتقل شود ، براى اجراى اين خواستهء خسرو ، مردم دچار سختىهاى فراوانى شدند . در همين سال هرقل به سرزمين فارس حمله كرد و پايتخت خسرو را به اشغال درآورد و مردم زيادى را به اسارت گرفت و بازگشت . « 1 » ( 2 ) در روايت طبرى از كلبى آمده است : هنگامى كه هرقل قتل و غارت‌هاى عظيم لشكريان فارس را در سرزمين خويش مشاهده كرد ، به مشاورهء با بزرگان روم پرداخت و آنها به او پيشنهاد كردند كه به آنها حمله كنند و او آمادهء براى اين كار شد . خسرو به « شهر براز » پيغام فرستاد كه اردوگاهى را در همان مكانى كه در آن استقرار دارد ، برپا كند و از طرفى بر شاهين فادوسبان مغرب خشمگين شد و او را نزد خود فراخواند و از فرماندهى لشكر عزل كرد . از سوى ديگر هرقل پسر خويش را به جانشينى خود در قسطنطنيه گمارد و از غير راهى كه « شهربراز » در آن اردو زده بود ، عبور كرد تا به سرزمين‌هاى ارمنستان رسيد و بعد از يك سال در نصيبين اطراق كرد . ( 3 ) و در آن هنگام ، خسرو در تفريحگاه سلطنتى به سر مىبرد . و وقتى كه خبر ورود هرقل به همراه لشكريانش به نصيبين را شنيد ، يكى از فرماندهانش به نام « راهزار » را به همراه دوازده هزار نفر به مقابلهء وى فرستاد و به او دستور داد كه در نينوى در نزديكى شهر موصل و در كنارهء رودخانهء دجله اردو بزند و از عبور روميان از دجله جلوگيرى كند . راهزار دستور خسرو را اجرا كرد و در همان جايى كه وى دستور داده بود ، اردوگاه زد ؛ اما هرقل از ناحيهء ديگرى از دجله عبور كرد . ( 4 ) هنگامى كه خبررسان‌ها به « راهزار » خبر دادند كه هرقل با هفتاد هزار نفر از دجله عبور كرده است ، مطمئن شد كه توانايى مقابلهء با آنها را ندارد و براى همين بارها به خسرو نوشت كه نيروهاى كمكى براى او بفرستد ، زيرا او توانايى مقابله با نيروهاى زياد و كارآمد هرقل را ندارد . خسرو نيز در جوابش مىنوشت كه اگر او از مقابلهء با روميان عاجز است از بذل خون خود و لشكريانش در راه اطاعت از پادشاه عاجز نيست ، براى همين او با لشكريان خود به دل سپاه روم زد و خودش و حدود شش هزار نفر از سربازانش كشته شدند و بقيه شكست خورده و فرار كردند . اين خبر به خسرو رسيد و او از تفريحگاه خويش به مدائن آمد و در آن مستقر گرديد و خود را آمادهء جنگ با هرقل كرد . هرقل نيز تا نزديكىهاى مدائن پيش آمد و سپس به سوى سرزمين روم بازگشت . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ مختصر الدول ، ص 92 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 182 - 183 .