تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
( 1 ) مسعودى اين قضايا را در التنبيه و الإشراف نقل مىكند ، ولى مىگويد : پادشاهى هرقل 33 سال بعد از پادشاهى خسرو پرويز در بابل بود . و او 29 سال سلطنت كرده و در اوّلين سال پادشاهىاش - و بنا به قولى بيشتر از آن - هجرت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله رخ داده است . « 1 » اين در حالى است كه قبل از آن در مروج الذّهب گفته است : سپس هرقل به پادشاهى رسيد كه قبلا يكى از فرماندهان روم در الجزاير بود و در سال هفتم ( يا نهم ) پادشاهى او ، نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از مكه به مدينه هجرت كرد . وى كسى بود كه درهم‌ها و دينارهاى هرقلى را ضرب كرد و به مدت پانزده سال سلطنت كرد . و در تاريخ‌هاى سيره‌نويسان آمده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در زمانى هجرت كرد كه پادشاه روم ، براى جنگ با شهريار آماده شد و طلا و جواهرات خزانه را نيز به همراه خويش آورد و آنها را بر هزار قايق در دريا بار كرد ؛ اما باد شديدى اين قايق‌ها را به ساحل انطاكيه آورد و شهريار همهء آنها را به غنيمت گرفت و براى پرويز فرستاد و براى همين اين غنايم ، گنج‌هاى بادآورده ناميده شدند . « 2 » ( 2 ) اما در مورد تاريخ اين حمله بايد گفت آنچه با تاريخ ابن عبرى مطابقت دارد ، و با تاريخ مسعودى ناهمناهنگ نيست ، همان چيزى است كه در ترجمهء فارسى تاريخ ايران ، اثر پرسى سايكس آمده است مبنى بر اين كه اين حمله در سال 611 ميلادى ؛ يعنى سال دوم بعثت رخ داده است . در سال پنجم بعثت ( 614 م ) فارس‌ها بر دمشق مسلط شدند و در سال ششم بعثت ( 615 م ) بيت المقدس را محاصره كردند تا آن را به اشغال خود در آوردند و با كمك بيست و شش هزار يهودى آن را غارت و چپاول كردند . سپس به جست و جوى صليبى پرداختند كه نصارى عقيده داشتند ، حضرت مسيح عليه السّلام بر روى آن به دار آويخته شده است و اين ارزشمندترين شيء روى زمين براى آنها بود ، تا اين كه آن را يافتند و به پايتخت خودشان تيسفون ( تقريبا بغداد فعلى ) منتقل كردند و بعد از آن پرويز نامه‌اى به اين مضمون براى هرقل نوشت : ( 3 ) « از خسرو پرويز شاهنشاه ، پادشاه پادشاهان و بزرگ روى زمين به هراگليوس ، بندهء ذليل و بىغيرت خودش ! شما كسانى هستيد كه مىگوييد به خداوندتان اعتماد داريد و به او توكل مىكنيد ، حال كه نتوانستيد بيت المقدس را از چنگ من درآوريد ، پس خودتان را به اين عقيدهء باطلى كه به مسيح داريد ، دل خوش نكنيد ، مسيح كسى بود كه نتوانست حتى خودش را از چنگال يهوديان نجات بخشد تا اين كه او را به صليب كشيدند و بدنش را به آن ميخ‌كوب كردند و او را به آن وضع فجيع كشتند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . التنبيه و الإشراف ، ص 133 - 134 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 306 . ( 3 ) . از ترجمهء فارسى تاريخ ايران ، تأليف پرسى سايكس ، ج 1 ، ص 665 - 670 و تاريخ ايران قديم ؛ پيرنيا ، ص 222 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 124 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى