تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
خير و در اين هنگام قريش و ابن الزّبعرى خنديدند و قريشيان گفتند : هرآينه ابن الزّبعرى تو را محكوم كرد ! اما رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : حرف باطل مىزنيد ، مگر نگفتم : « مگر آنهايى را كه خداوند استثنا كرده باشد . » و اين همان قول خداوند است :
« إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ »
« 1 » ؛ آنان كه وعدهء نيكوى ما بر آنان سبقت يافته باشد از آن دور خواهند بود . اين روايت تمام و كامل است و در آن ذكر نشده است كه استثنا بعد از اعتراض ابن الزّبعرى وارد شده است ، بلكه در آن تصريح شده است كه استثنا از قبل وجود داشته و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بدان اشاره كرده است . ظاهر اين خبر - همانند خبر سابق - با اين كه در ايام محاصرهء شعب وارد شده باشد سازگار نيست ، مگر اين كه بگوييم در ايام موسم واقع شده است . ( 1 )

سورهء هفتاد و نهم : « المعارج »

خداوند متعال مىفرمايد :
« سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ . . . »
« 2 » ؛ پرسنده‌اى از عذاب قيامت پرسيد كه براى كافران است و كسى نمىتواند از آن جلوگيرى كند . ( 2 ) شيخ طوسى در التبيان از حسن بصرى روايت مىكند كه گفت : مشركان از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردند كه اين عذاب مذكور براى چه كسانى مىباشد ؟ و در جواب آنها نازل شد كه :
« لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ »
؛ براى كافران است و كسى نمىتواند از آن جلوگيرى كند . از فرّاء نقل شده است كه : سأل ؛ يعنى درخواست كرد و درخواست‌كننده نضر بن كلده بوده است كه در جنگ بدر به همراه عقبة بن ابى معيط اسير شد و هر دو به قتل رسيدند . « 3 » طبرسى در مجمع البيان قول حسن بصرى را ذكر كرده و به جاى قول فرّاء ، قول مجاهد را آورده است . « 4 » سيوطى هم در الدر المنثور از سدّى نقل مىكند كه گفت : اين آيه در مكه در مورد نضر بن حارث بن كلده نازل شد و درخواست وى اين چنين بود :
« اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ »
؛ خدايا اگر سخن اين فرد حق است و از جانب تو مىباشد ، بارانى از سنگ بر ما بباران و يا عذاب دردناكى بر ما نازل كن . و عذاب او اين بود كه در جنگ بدر به هلاكت رسيد . « 5 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 76 . ( 2 ) . المعارج ( 70 ) ، 1 - 2 . ( 3 ) . التبيان ، ج 10 ، ص 113 . ( 4 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 529 . ( 5 ) . به نقل از الميزان ، ج 20 ، ص 11 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 113 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى