تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عجائب الأقاليم السبعة إلى نهاية العمارة ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مىكند و مدينة السلام [ ( بغداد ) ] را در مجاورت حربيه دور مىزند و از دروازهء انبار عبور مىكند كه در آنجا بر روى آن پلى است ؛ سپس از دروازهء قطربّل مىگذرد و در آنجا بر آن [ ( رود ) ] پل آسياب ام جعفر قرار دارد . اين نهر سپس از ميان قطيعهء ام جعفر گذشته ، اندكى بالاتر از خانهء اسحاق بن ابراهيم طاهرى به دجله مىريزد . از نهر خندق نهر ديگرى جدا مىگردد كه به آن صراة كوچك گفته مىشود كه بوستانهاى [ اطراف ] خود را قطع مىكند و جريان مىيابد ، از قسمتى از بادوريا عبور كرده و اندكى پايينتر از آسياب بطريق ، به رود صراة بزرگ مىريزد . از رود عيسى رودى جدا مىگردد كه به آن كرخايا گفته مىشود ؛ سرچشمهء آن اندكى پايينتر از محوّل بزرگ است . اين رود از وسط ناحيهء بادوريا گذشته ، از آن نهرهايى جدا مىشود و در ناحيه بادوريا پراكنده مىگردند كه هر كدام شناخته شده و نامى دارند . بر دو كنارهء اين رود دهات و كشتزارها و بوستانهاست ؛ اين رود سپس جريان مىيابد و از دروازهء ابى قبيصه داخل بغداد مىشود و از زير پل يهود مىگذرد ؛ سپس از پل درب الحجاره گذشته و از پل بيمارستان و دروازهء محوّل عبور مىكند ؛ در آنجا ، تمام نهرهاى ناحيهء كرخ از آن منشعب مىگردد . از آن جمله ، زمانى كه از كرخايا و پل بيمارستان عبور مىكند ، به نخستين نهرى كه از آن منشعب مىشود نهر رزين مىگويند كه از حومهء حميد گذشته و دور آن مىگردد ؛ سپس از سويقة ابى الورد عبور كرده ؛ بعد ، از آبگير زلزل گذشته و دور آن مىگردد ؛ سپس از دروازهء طاق الحرّانى عبور كرده و سرانجام پايين پل جديد به رود صراة بزرگ مىريزد ؛ اين رود با پل آن به رود ابى عتّاب معروف است . زمانى كه رود رزين به دروازهء سويقة ابى الورد رسيد ، در آنجا از آن نهرى منشعب مىگردد كه از قورج و از كنار پل قديم عبور مىكند و تا خيابان دروازهء كوفه جريان مىيابد ؛ در آنجا به قسمتى از عمارات شهر ابى جعفر منصور داخل مىشود و قطع مىگردد ؛ [ باقى ماندهء ] اين رود از دروازهء كوفه گذشته تا خيابان قحاطبه جريان مىيابد و از دروازهء شام عبور كرده ، از خيابان پل به سوى زبيديّه جريان مىيابد و در آنجا ناپديد مىگردد . رود كرخايا از بيمارستان عبور كرده ، زمانى كه به درّايات رسيد ، در آنجا عمود خوانده مىشود ؛ و همان رودى است كه رودهاى داخل كرخ از آن منشعب مىگردد . اين رود از آنجا [ ( كرخ ) ] به محل [ ديگرى ] جريان مىيابد كه در آنجا آسياب ابى القاسم خوانده مىشود ؛ سپس