سوى علّافين خارج شده ، پس از آن به نهرى كه معتضد آن را براى درياچهء [ كاخش ] حفر كرده بود مىريزد ؛ و بعد ، از خيابان معروف پشت حوانيت به سمت علّافين و از دروازهء مخّرم مىگذرد و از زير پل عباس كه در كنار دروازهء مخرّم است عبور مىكند ؛ و بعد ، از خيابانى كه به سوى مخرّم مىرود گذشته و آنجا ناپديد مىشود ؛ باز ، رود موسى از پل انصار عبور مىكند و در آنجا از آن سه رود منشعب مىگردد : يكى از آنها در آبگير انصار مىريزد ، دومى در آبگير هيلانه وارد مىشود ، و سومى در آبگير داود مىريزد ؛ رود موسى از خيابان درب الطويل [ ( در بزرگ ) ] و كاخ معتصم بالله مىگذرد و در آنجا از آن رودى جدا مىگردد كه از سوق العطش [ ( بازار عطش ) ] مىگذرد و از ميان خيابان كرم العرش ادامه مىيابد و به خانهء وزير ، على بن الفرات ، وارد و در آنجا ناپديد مىگردد ؛ باز ، رود موسى چسبيده به كاخ معتصم جريان مىيابد تا اينكه به خيابان بزرگ ( شارع الأعظم ) وارد مىشود ؛ سپس از خيابان « عمرو الروهى » عبور كرده ، بعد به بستان الزاهر داخل شده آنجا را آبيارى مىكند ؛ سپس اندكى پايينتر از آن بستان به دجله مىريزد .
رود دوّم [ ( منشعب از رود موسى ) ] از محل تقسيم گذشته ، از دروازهء ابرز عبور مىكند و به بغداد داخل شده در آنجا رود معلّى ناميده مىشود و از ميان دور [ ( نام محلى است ) ] به سوى دروازهء سوق الثلثاء جريان مىيابد ؛ سپس به كاخ معتضد معروف به فردوس داخل مىشود و دور آن [ باغ ] مىگردد و به فاصلهء كوتاهى به دجله مىريزد .
رود سوم [ ( منشعب از رود موسى ) ] از محل تقسيم به سوى دروازهء قطيعهء موشجير مىگذرد ؛ سپس از دروازهء عمومى [ ( باب العامه ) ] عبور كرده ؛ سپس به كاخ معروف به حسنى داخل مىشود و دور آن مىگردد و در كنار كاخ مكتفى بالله معروف به تاج به دجله مىريزد .
از نهر بين رودى منشعب مىشود كه به آن نهر على گفته مىشود ؛ سرچشمهء اين نهر اندكى بالاتر از رود موسى است و در خلاف جهت راه خراسان به سوى ده اثله مىرود و ناحيهء نهر بوق و روستاى افروطر ، را آبيارى مىكند و سرانجام به شعبهاى از رود خالص مىريزد .
از رود فضل نيز نهرى جدا مىگردد كه به آن نهر جعفريه گفته مىشود ، از دهات و كشتزارها عبور مىكند و در اطراف بغداد جريان مىيابد و در شمال آنجا به دجله مىريزد .
از رود جعفريه نهرى جدا مىگردد كه به آن نهر سور گفته مىشود كه در كنار با روى بغداد جريان مىيابد ؛ سرچشمهء اين نهر از رود جعفريه است و از دروازهء خراسان و دروازهء بردان
عجائب الأقاليم السبعة إلى نهاية العمارة ( فارسى ) — صفحة 208
مساهمون: سهراب
ص٢٠٨