و بر آن پل وصيف بسته شده است ؛ اين رود جريان مىيابد تا اينكه در پائين مأمونيه به قاطول كسروى مىريزد . دومين قاطول كه به آن مأمونى گفته مىشود و رود ميانى است ، از دهات و كشتزارها مىگذرد و آنجا [ ( مأمونيه ) ] ناحيهاى از سواد است ؛ و محل ريختن اين رود به قاطول كسروى ، پايين ده قناطر است .
سومين قاطول كه به آن ابو الجند گفته مىشود ، پايينترين آن سه رود و بزرگترين آنهاست ؛ ساحلش آبادتر از دو رود ديگر است و از ميان كشتزارها و دهات مىگذرد ، و از آن نهرهايى جدا مىگردد كه كشتزارهاى واقع بر كنارهء شرقى دجله را آبيارى مىكند و بيشتر آن نهرها به دجله مىريزد ؛ سپس اين قاطول از طفّر گذشته و در آنجا بر آن پلى بستهاند ؛ بعد ، چهار فرسخ بالاى صلوى به قاطول كسروى مىريزد .
از رود تامرا رودى [ ( نهرى ) ] جدا مىشود كه به آن رود خالص گفته مىشود و از ميان كشتزارها و دهات عبور مىكند ؛ از اين رود ، نهرهاى بزرگى جدا مىشود ؛ تامّرا رود بزرگى است كه كشتيها در آن آمد و رفت مىكنند و دو فرسخ پايينتر از راشديه از سمت شرق ، به دجله مىريزد .
از نهروان رودى جدا مىگردد كه به آن رود ديالى گفته مىشود ؛ سرچشمهء اين رود يك ميل پائينتر از پل نهروان است ، و از دهات و كشتزارها عبور مىكند و سه فرسخ پايين بغداد به دجله مىريزد .
از دجله ، پائينتر از شهر واسط ، رودهاى بسيارى جدا مىگردد كه همهء آنها در بطيحه مىريزد و بعضى از آنها از بعضى ديگر بزرگتر و مهمتر است ، همان طورى كه بيان كرديم .
از آن جمله است رودى كه به آن رود بان گفته مىشود ؛ سرچشمهء اين رود پايين واسط از دهى است كه نهربان خوانده مىشود ؛ سپس از دهات و كشتزارها عبور مىكند و به سوى بطيحه سرازير و به آن مىريزد .
از دجله رود ديگرى نيز جدا مىگردد كه به آن رود قريش گفته مىشود ؛ سرچشمهء اين رود از دهى است كه نهر قريش خوانده مىشود ؛ سپس از دهات و كشتزارها عبور مىكند و در سمت غربى دجله به بطيحه مىريزد .
از دجله رود ديگرى نيز جدا مىشود كه به آن نهر سيب گفته مىشود كه همان سيب العقر است ، و شهر عقر كنار آنست كه سواره [ ( با كشتى ) ] بدان روند ؛ سرچشمهء اين رود دو فرسخ
عجائب الأقاليم السبعة إلى نهاية العمارة ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: سهراب
ص٢٠٦