تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
همانندى بياورند . امّا حقيقت اين خطاب متوجّه مشركان عربى است كه در اعجاز قرآن جدل مىكردند ، و اقتضاى مقام آن است كه كسانى به ميدان اين مبارزه - در صورتى كه توانش را داشته باشند - پاى مىگذارند كه بلند مرتبه‌ترين اعراب در بلاغت و تواناترين آنان بر بيان و سخنوريند ؛ چه ، طبيعت اين مسئله اقتضا مىكند از عامّهء مشركان عرب انتظار چنين رويارويى و مواجهه‌اى وجود نداشته باشد ، بلكه به طور طبيعى كسانى داوطلب اين امر مىشوند كه به گمان خود قدرت چنين كارى را دارند . اعراب بدين پديده خو گرفته بودند كه در اواخر دوران جاهليّت ، در زمان حجّ شاعرى بزرگ بر مىخاست ، شعرى مىسرود و همهء حاضران در مراسم حج را در برابر شعر خود و از آوردن همانندى براى آن به عجز و ناتوانى متّصف مىساخت و در آوردن همانندى براى شعر خويش آنان را به مبارزه مىطلبيد . به اين دليل ، چنين برداشت نمىشود كه قرآن كريم عامّهء مردم را به هماوردى طلبيده است ، بلكه روى اين تحدّى قرآن با كسانى است كه از شاعران بزرگ و مدّعى همتايى و هم شانه بودن با قرآن بوده‌اند . چنين شكلى از مبارزه جويى قرآنى نه با عرف اعراب در رويارويى با يكديگر بيگانه بود و نه با آداب و رسوم قهرمانان و پهلوانان عرب در مبارزه جوييهاى خود ناسازگار ؛ آنجا كه پهلوانى در ميان مردم برمىخاست و همهء مردم را به هماوردى خويش مىطلبيد و تنها كسانى كه همتا و همانند او بودند در پاسخ او قد مىافراشتند . موسى - عليه السلام - آيت خود را نزد فرعونيان آشكار ساخت و آنان را در برابر آن ناتوان خواند و به مبارزه طلبيد ؛ و در پاسخ او تنها ساحران چيره دست زمان برخاستند . بنابر اين طبيعت مسئلهء اعجاز چنين اقتضا مىكند كه مخاطب حقيقى تحدّى و مبارزه جويى قرآن تنها همان خداوندان سخن بوده‌اند كه گمان مىكرده‌اند مىتوانند همانندى براى قرآن بياورند ؛ هر چند ظاهر خطاب قرآنى در آيات تحدّى متوجّه همهء مردم است . آنچه در آيهء تحدّى در دو سورهء يونس و هود آمده بنوعى الهامگر اين حقيقت مىباشد كه مخاطب اصلى مبارزه جويى قرآن بليغترين سخنوران عرب بوده‌اند ، آنجا كه مىگويد : « اگر راست مىگوييد هر كه را در برابر خداوند توانيد فرا خوانيد » ؛ چه ، در اين آيه از اعراب مشرك خواسته شده است براى آوردن همانندى براى قرآن همه كسانى را به يارى طلبند كه همتاى قرآنشان مىدانند و گمان مىكنند بر اين امر قادرند . اين كه باقلانى متذكّر شده است اعراب در عرصهء بلاغت با يكديگر تفاوت مرتبه داشته‌اند ، بدين معنا كه گفتيم سخنى مقبول است ، نه آن كه وى خواسته است اين مسئله را با